underbodies

[ایالات متحده]/ˈʌndəˌbɒdi/
[بریتانیا]/ˈʌndərˌbɑdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت زیر آب یک کشتی؛ ته یا شکم چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

underbody coating

روکش زیر بدنه

underbody protection

محافظت زیر بدنه

underbody wash

شستشوی زیر بدنه

underbody inspection

بازرسی زیر بدنه

underbody lights

چراغ‌های زیر بدنه

underbody frame

فریم زیر بدنه

underbody access

دسترسی به زیر بدنه

underbody airflow

گردش هوا زیر بدنه

underbody structure

ساختار زیر بدنه

underbody components

قطعات زیر بدنه

جملات نمونه

the car's underbody was damaged in the accident.

زیربندی خودرو در اثر تصادف آسیب دید.

regular maintenance of the underbody can prevent rust.

تعویض منظم زیربندی می‌تواند از زنگ زدگی جلوگیری کند.

the underbody coating helps protect against corrosion.

روکش زیربندی به محافظت در برابر خوردگی کمک می‌کند.

inspect the underbody for any signs of wear.

زیربندی را از نظر هرگونه علائم سایش بررسی کنید.

the underbody of the vehicle needs to be cleaned regularly.

زیربندی خودرو باید به طور منظم تمیز شود.

he installed a new underbody skid plate for extra protection.

او برای محافظت بیشتر یک صفحه لغزنده جدید زیربدی نصب کرد.

the underbody structure is crucial for vehicle stability.

ساختار زیربدی برای پایداری خودرو بسیار مهم است.

after driving off-road, check the underbody for damage.

پس از رانندگی در مسیرهای خارج از جاده، زیربندی را از نظر آسیب بررسی کنید.

they applied a sealant to the underbody to prevent leaks.

آنها یک آب‌بند را برای جلوگیری از نشتی روی زیربندی اعمال کردند.

the underbody inspection revealed several issues that needed fixing.

بازرسی زیربندی چندین مشکل را نشان داد که نیاز به رفع داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید