underlines

[ایالات متحده]/ˈʌndəlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈʌndərlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای کشیدن یک خط زیر چیزی; برای تأکید یا تقویت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underlines importance

تاکید بر اهمیت

underlines key points

تاکید بر نکات کلیدی

underlines differences

تاکید بر تفاوت‌ها

underlines significance

تاکید بر اهمیت

underlines strengths

تاکید بر نقاط قوت

underlines challenges

تاکید بر چالش‌ها

underlines values

تاکید بر ارزش‌ها

underlines benefits

تاکید بر مزایا

underlines objectives

تاکید بر اهداف

جملات نمونه

the teacher underlines the important points in the lesson.

معلم نکات مهم را در درس برجسته می‌کند.

this report underlines the need for immediate action.

این گزارش بر لزوم اقدام فوری تاکید می‌کند.

she underlines her commitment to the project.

او تعهد خود به پروژه را برجسته می‌کند.

the article underlines the dangers of climate change.

مقاله خطرات تغییرات آب و هوایی را برجسته می‌کند.

the speaker underlines the importance of teamwork.

سخنرانی بر اهمیت کار گروهی تاکید می‌کند.

he often underlines his achievements in meetings.

او اغلب دستاوردهای خود را در جلسات برجسته می‌کند.

the study underlines the benefits of regular exercise.

این مطالعه بر فواید ورزش منظم تاکید می‌کند.

our discussion underlines the need for better communication.

بحث ما بر لزوم برقراری ارتباط بهتر تاکید می‌کند.

the contract underlines the responsibilities of each party.

قرارداد مسئولیت‌های هر طرف را برجسته می‌کند.

the analysis underlines key trends in the market.

تجزیه‌وتحلیل روند کلیدی بازار را برجسته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید