underlit

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈlɪt/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈlɪt/

ترجمه

adj. به طور ناکافی روشن شده

عبارات و ترکیب‌ها

underlit scene

صحنه نورپردازی از پایین

underlit area

منطقه نورپردازی از پایین

underlit face

چهره نورپردازی شده از پایین

underlit effect

اثر نورپردازی از پایین

underlit room

اتاق نورپردازی شده از پایین

underlit object

شی نورپردازی شده از پایین

underlit stage

صحنه نورپردازی شده از پایین

underlit landscape

منظره نورپردازی شده از پایین

underlit garden

باغچه نورپردازی شده از پایین

underlit portrait

پرتره نورپردازی شده از پایین

جملات نمونه

the room was beautifully underlit, creating a cozy atmosphere.

اتاق به زیبایی زیر نور بود و فضایی دنج و دلپذیر ایجاد می‌کرد.

underlit stages enhance the drama of the performance.

صحنه‌های زیر نور، درام اجرای برنامه را افزایش می‌دهند.

the underlit path made it difficult to see where we were going.

مسیر زیر نور باعث می‌شد دیدن مسیر پیش رویمان دشوار باشد.

she prefers underlit scenes for their mysterious vibe.

او صحنه‌های زیر نور را به دلیل حال و هوای مرموزشان ترجیح می‌دهد.

the artist used underlit colors to evoke a sense of depth.

هنرمند از رنگ‌های زیر نور برای ایجاد حس عمق استفاده کرد.

underlit photographs can create a unique mood.

عکس‌های زیر نور می‌توانند حال و هوای منحصر به فردی ایجاد کنند.

the restaurant's underlit ambiance was perfect for a romantic dinner.

فضای زیر نور رستوران برای یک شام عاشقانه عالی بود.

he designed the garden to be underlit for evening enjoyment.

او باغ را به گونه‌ای طراحی کرد که برای لذت بردن در شب، زیر نور باشد.

the underlit fountain added to the charm of the plaza.

برکه زیر نور، جذابیت میدان را بیشتر کرد.

they chose underlit displays to highlight the products.

آنها از نمایشگرهای زیر نور برای برجسته کردن محصولات استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید