underpinned

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈpɪnd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈpɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مشارکت گذشته underpin؛ تقویت کردن پایه (دیوارها و غیره)؛ فراهم کردن پایه برای (استدلال‌ها، ادعاها و غیره)؛ تقویت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underpinned growth

پایه‌گذار رشد

underpinned strategy

پایه‌گذار استراتژی

underpinned value

پایه‌گذار ارزش

underpinned foundation

پایه‌گذار بنیان

underpinned development

پایه‌گذار توسعه

underpinned policies

پایه‌گذار سیاست‌ها

underpinned research

پایه‌گذار تحقیقات

underpinned performance

پایه‌گذار عملکرد

underpinned framework

پایه‌گذار چارچوب

underpinned principles

پایه‌گذار اصول

جملات نمونه

the success of the project was underpinned by strong teamwork.

موفقیت پروژه توسط کار تیمی قوی تضمین شد.

her argument was underpinned by solid evidence.

استدلال او توسط شواهد قوی پشتیبانی می شد.

the economy is underpinned by a robust manufacturing sector.

اقتصاد توسط بخش تولید صنعتی قوی پشتیبانی می شود.

trust is underpinned by transparency and honesty.

اعتماد بر شفافیت و صداقت استوار است.

the theory is underpinned by extensive research.

این نظریه توسط تحقیقات گسترده پشتیبانی می شود.

his confidence was underpinned by years of experience.

اعتماد به نفس او توسط سالها تجربه پشتیبانی می شد.

the education system is underpinned by a strong curriculum.

سیستم آموزشی بر اساس یک برنامه درسی قوی استوار است.

the relationship was underpinned by mutual respect.

این رابطه بر اساس احترام متقابل استوار بود.

her career is underpinned by continuous learning.

مسیر شغلی او توسط یادگیری مستمر پشتیبانی می شود.

the community is underpinned by shared values.

جامعه بر اساس ارزش های مشترک استوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید