underproduce

[ایالات متحده]/ˌʌndəprəˈdjuːs/
[بریتانیا]/ˌʌndərprəˈduːs/

ترجمه

vi. به طور ناکافی تولید کردن
v. باعث تولید کمتر شدن؛ به طور ناکافی تولید کردن
vt. کمتر از مقدار مورد نیاز تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underproduce goods

تولید کمتر کالا

underproduce results

نتایج کمتر تولید شده

underproduce crops

کمتر تولید محصول

underproduce output

کمتر تولید خروجی

underproduce revenue

درآمد کمتر تولید شده

underproduce content

محتوای کمتر تولید شده

underproduce services

خدمات کمتر تولید شده

underproduce inventory

انبار کمتر تولید شده

underproduce projects

پروژه های کمتر تولید شده

underproduce sales

فروش کمتر تولید شده

جملات نمونه

the factory tends to underproduce during peak seasons.

کارخانه اغلب در فصل‌های اوج تولید کمتری می‌کند.

many farmers underproduce due to lack of resources.

بسیاری از کشاورزان به دلیل کمبود منابع تولید کمتری دارند.

when demand increases, some companies still underproduce.

هنگامی که تقاضا افزایش می‌یابد، برخی از شرکت‌ها همچنان تولید کمتری دارند.

the team might underproduce if they lack motivation.

اگر تیم فاقد انگیزه باشد، ممکن است تولید کمتری داشته باشد.

it's crucial to identify why we underproduce.

شناسایی دلیل تولید کم ما بسیار مهم است.

some sectors underproduce due to outdated technology.

برخی از بخش‌ها به دلیل فناوری‌های قدیمی‌تر تولید کمتری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید