underrates talent
نادیده گرفتن استعداد
underrates potential
نادیده گرفتن پتانسیل
underrates effort
نادیده گرفتن تلاش
underrates importance
نادیده گرفتن اهمیت
underrates experience
نادیده گرفتن تجربه
underrates impact
نادیده گرفتن تاثیر
underrates risks
نادیده گرفتن ریسکها
underrates challenges
نادیده گرفتن چالشها
underrates value
نادیده گرفتن ارزش
underrates skills
نادیده گرفتن مهارتها
he often underrates the importance of teamwork.
او اغلب اهمیت کار گروهی را دست کم میگیرد.
many people underrate the impact of small changes.
بسیاری از مردم تأثیر تغییرات کوچک را دست کم میگیرند.
she underrates her own abilities, which is a shame.
او تواناییهای خود را دست کم میگیرد، که متاسفکننده است.
don't underrate the value of good communication.
ارزش ارتباطات خوب را دست کم نگیرید.
he tends to underrate the challenges ahead.
او معمولاً چالشهای پیش رو را دست کم میگیرد.
she consistently underrates her contributions to the team.
او به طور مداوم سهم خود در تیم را دست کم میگیرد.
it's easy to underrate the effort required for success.
آسان است که تلاش مورد نیاز برای موفقیت را دست کم بگیریم.
many students underrate the importance of studying regularly.
بسیاری از دانش آموزان اهمیت مطالعه منظم را دست کم میگیرند.
he underrates the potential risks of his plan.
او خطرات احتمالی طرح خود را دست کم میگیرد.
underrates talent
نادیده گرفتن استعداد
underrates potential
نادیده گرفتن پتانسیل
underrates effort
نادیده گرفتن تلاش
underrates importance
نادیده گرفتن اهمیت
underrates experience
نادیده گرفتن تجربه
underrates impact
نادیده گرفتن تاثیر
underrates risks
نادیده گرفتن ریسکها
underrates challenges
نادیده گرفتن چالشها
underrates value
نادیده گرفتن ارزش
underrates skills
نادیده گرفتن مهارتها
he often underrates the importance of teamwork.
او اغلب اهمیت کار گروهی را دست کم میگیرد.
many people underrate the impact of small changes.
بسیاری از مردم تأثیر تغییرات کوچک را دست کم میگیرند.
she underrates her own abilities, which is a shame.
او تواناییهای خود را دست کم میگیرد، که متاسفکننده است.
don't underrate the value of good communication.
ارزش ارتباطات خوب را دست کم نگیرید.
he tends to underrate the challenges ahead.
او معمولاً چالشهای پیش رو را دست کم میگیرد.
she consistently underrates her contributions to the team.
او به طور مداوم سهم خود در تیم را دست کم میگیرد.
it's easy to underrate the effort required for success.
آسان است که تلاش مورد نیاز برای موفقیت را دست کم بگیریم.
many students underrate the importance of studying regularly.
بسیاری از دانش آموزان اهمیت مطالعه منظم را دست کم میگیرند.
he underrates the potential risks of his plan.
او خطرات احتمالی طرح خود را دست کم میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید