overrates talent
بیش از حد از استعدادها قدردانی میکند
overrates importance
اهمیت را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates performance
عملکرد را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates value
ارزش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates ability
توانایی را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates success
موفقیت را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates skills
مهارتها را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates effort
تلاش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates knowledge
دانش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates potential
ظرفیت بالقوه را بیش از حد ارزیابی میکند
many people overrates the importance of a college degree.
بسیاری از افراد اهمیت یک مدرک دانشگاهی را دست بالا میگیرند.
he often overrates his own abilities in sports.
او اغلب تواناییهای خود را در ورزش دست بالا میگیرد.
some critics overrates the value of this artwork.
برخی از منتقدان ارزش این اثر هنری را دست بالا میگیرند.
she tends to overrates the impact of social media on society.
او معمولاً تأثیر شبکههای اجتماعی بر جامعه را دست بالا میگیرد.
many investors overrates the potential of new technology startups.
بسیاری از سرمایهگذاران پتانسیل استارتآپهای فناوری جدید را دست بالا میگیرند.
he believes that the movie overrates its own significance.
او معتقد است که فیلم اهمیت خود را دست بالا میگیرد.
some fans overrates the talent of their favorite musicians.
برخی از طرفداران استعداد نوازندگان مورد علاقه خود را دست بالا میگیرند.
critics often overrates the difficulty of classical literature.
منتقدان اغلب دشواری ادبیات کلاسیک را دست بالا میگیرند.
people sometimes overrates the benefits of working long hours.
افراد گاهی اوقات مزایای کار کردن ساعات طولانی را دست بالا میگیرند.
in sports, fans often overrates their team's chances of winning.
در ورزش، طرفداران اغلب شانس تیم خود برای برنده شدن را دست بالا میگیرند.
overrates talent
بیش از حد از استعدادها قدردانی میکند
overrates importance
اهمیت را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates performance
عملکرد را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates value
ارزش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates ability
توانایی را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates success
موفقیت را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates skills
مهارتها را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates effort
تلاش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates knowledge
دانش را بیش از حد ارزیابی میکند
overrates potential
ظرفیت بالقوه را بیش از حد ارزیابی میکند
many people overrates the importance of a college degree.
بسیاری از افراد اهمیت یک مدرک دانشگاهی را دست بالا میگیرند.
he often overrates his own abilities in sports.
او اغلب تواناییهای خود را در ورزش دست بالا میگیرد.
some critics overrates the value of this artwork.
برخی از منتقدان ارزش این اثر هنری را دست بالا میگیرند.
she tends to overrates the impact of social media on society.
او معمولاً تأثیر شبکههای اجتماعی بر جامعه را دست بالا میگیرد.
many investors overrates the potential of new technology startups.
بسیاری از سرمایهگذاران پتانسیل استارتآپهای فناوری جدید را دست بالا میگیرند.
he believes that the movie overrates its own significance.
او معتقد است که فیلم اهمیت خود را دست بالا میگیرد.
some fans overrates the talent of their favorite musicians.
برخی از طرفداران استعداد نوازندگان مورد علاقه خود را دست بالا میگیرند.
critics often overrates the difficulty of classical literature.
منتقدان اغلب دشواری ادبیات کلاسیک را دست بالا میگیرند.
people sometimes overrates the benefits of working long hours.
افراد گاهی اوقات مزایای کار کردن ساعات طولانی را دست بالا میگیرند.
in sports, fans often overrates their team's chances of winning.
در ورزش، طرفداران اغلب شانس تیم خود برای برنده شدن را دست بالا میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید