underskirt

[ایالات متحده]/'ʌndəskɜːt/
[بریتانیا]/ˈʌndɚˌskɚt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیرپوش پوشیده شده زیر یک دامن
Word Forms

جملات نمونه

She wore a lacy underskirt under her dress.

او یک زیردامن توری‌دار زیر لباسش پوشیده بود.

The underskirt added volume to her ball gown.

زیردامن حجم را به لباس بالی افزود.

The underskirt peeked out from under the hem of her skirt.

زیردامن از زیر دامنش بیرون زده بود.

She chose a petticoat with ruffles for her underskirt.

او یک دامن لایه‌ای با چین‌دار برای زیردامن خود انتخاب کرد.

The underskirt made her dress more elegant.

زیردامن لباسش را شیک‌تر کرد.

She felt like a princess in her underskirt and gown.

او در زیردامن و لباسش مانند یک شاهزاده خانم احساس می‌کرد.

The underskirt provided extra warmth on a chilly day.

زیردامن در یک روز سرد گرما می‌داد.

She twirled and the underskirt swirled around her legs.

او چرخید و زیردامن دور پاهایش چرخید.

The underskirt was made of soft satin fabric.

زیردامن از پارچه ساتن نرم ساخته شده بود.

She adjusted the length of her underskirt to match her dress.

او طول زیردامن خود را تنظیم کرد تا با لباسش مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید