underwhelming

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈwɛlmɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈwɛlmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خسته کننده یا بی تأثیر

عبارات و ترکیب‌ها

underwhelming performance

عملکرد ناامیدکننده

underwhelming response

پاسخ ناامیدکننده

underwhelming results

نتایج ناامیدکننده

underwhelming review

بررسی ناامیدکننده

underwhelming experience

تجربه ناامیدکننده

underwhelming turnout

حضور کم‌رنگ

underwhelming show

نمایش ناامیدکننده

underwhelming product

محصول ناامیدکننده

underwhelming event

رویداد ناامیدکننده

underwhelming sequel

ادامه ناامیدکننده

جملات نمونه

the movie was quite underwhelming.

فیلم بسیار ناامیدکننده بود.

his performance was underwhelming compared to others.

عملکرد او در مقایسه با دیگران ناامیدکننده بود.

many found the concert to be underwhelming.

بسیاری از افراد کنسرت را ناامیدکننده یافتند.

the book received underwhelming reviews from critics.

کتاب از منتقدین نظرات ناامیدکننده دریافت کرد.

her reaction to the news was underwhelming.

واکنش او به این خبر ناامیدکننده بود.

the restaurant's food was surprisingly underwhelming.

غذا در رستوران به طرز شگفت انگیزی ناامیدکننده بود.

his explanation was rather underwhelming.

توضیحات او تا حدودی ناامیدکننده بود.

the team's performance in the match was underwhelming.

عملکرد تیم در مسابقه ناامیدکننده بود.

despite the hype, the event was underwhelming.

با وجود هیاهو، رویداد ناامیدکننده بود.

she described the ending as underwhelming.

او پایان را ناامیدکننده توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید