undosed

[ایالات متحده]/ʌnˈdəʊst/
[بریتانیا]/ʌnˈdoʊst/

ترجمه

adj. دوز داده نشده; تابش ندیده

عبارات و ترکیب‌ها

undosed medication

داروی بدون دوز

undosed patients

بیماران بدون دوز

undosed individuals

افراد بدون دوز

undosed treatment

درمان بدون دوز

undosed drugs

داروهای بدون دوز

undosed therapy

درمان بدون دوز

undosed schedule

برنامه بدون دوز

undosed dose

دوز بدون دوز

undosed regimen

رژیم بدون دوز

undosed condition

شرایط بدون دوز

جملات نمونه

the medication was undosed due to a scheduling error.

دارو به دلیل یک خطای زمان‌بندی، بدون دوز تجویز نشد.

patients may experience side effects if they remain undosed.

بیماران ممکن است عوارض جانبی را تجربه کنند اگر بدون دوز باقی بمانند.

the doctor advised against leaving the treatment undosed.

پزشک توصیه کرد که درمان بدون دوز رها نشود.

undosed patients are at risk for complications.

بیماران بدون دوز در معرض خطر عوارض هستند.

he realized his allergy medication was undosed.

او متوجه شد که داروی آلرژی او بدون دوز است.

the undosed group showed different results in the study.

گروه بدون دوز نتایج متفاوتی را در مطالعه نشان داد.

she was concerned about the undosed children in the trial.

او نگران کودکان بدون دوز در آزمایش بالینی بود.

it is crucial to avoid having patients undosed.

از اینکه بیماران بدون دوز باشند، باید اجتنا کرد.

the undosed status of the trial raised ethical questions.

وضعیت بدون دوز آزمایش بالینی سوالات اخلاقی را مطرح کرد.

they had to address the issue of undosed participants quickly.

آنها باید به سرعت به مسئله شرکت کنندگان بدون دوز رسیدگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید