medicated

[ایالات متحده]/ˈmedɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/'mɛdɪketɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی دارو یا یک دارو; تهیه شده با استفاده از دارو

عبارات و ترکیب‌ها

medicated cream

کرم دارویی

medicated shampoo

شامپو دارویی

medicated ointment

پماد دارویی

medicated lotion

لوسیون دارویی

medicated patches

چسب‌های دارویی

medicated soap

صابون دارویی

medicated bath

حمام دارویی

جملات نمونه

a small medicated candy

یک آب‌نبات دارویی کوچک

a medicated nasal inhalant

یک اسپری بینی دار

both infants were heavily medicated to alleviate their seizures.

هر دو نوزاد به شدت دارو داده شدند تا تشنج آنها را تسکین دهند.

Fat model the skin and the person that have acne are usable contain sulfureous medicated soap;

مدل چربی پوست و افرادی که آکنه دارند، حاوی صابون دارویی گوگردی قابل استفاده است.

He was prescribed medicated shampoo for his scalp condition.

او شامپو دار برای مشکل پوست سرش تجویز شد.

The medicated ointment helped soothe the irritation on her skin.

کرم دار به تسکین تحریک پوست او کمک کرد.

She prefers using medicated lip balm to prevent chapped lips.

او ترجیح می دهد از بالم لب دار برای جلوگیری از لب های ترک خورده استفاده کند.

The doctor recommended a medicated cream for the rash on his arm.

پزشک کرم دار برای بثورات پوستی روی بازویش توصیه کرد.

The medicated lozenges helped alleviate his sore throat.

لوزنج های دار به تسکین گلویش کمک کرد.

She applied medicated eye drops to treat her eye infection.

او قطره های چشم دار برای درمان عفونت چشمش استفاده کرد.

The medicated patches provided relief for his muscle pain.

چسب های دار تسکین درد عضلانی او را فراهم کرد.

He used medicated nasal spray to clear his blocked sinuses.

او از اسپری بینی دار برای باز کردن مجاری بینی اش استفاده کرد.

The medicated powder helped control the athlete's foot infection.

پودر دار به کنترل عفونت پا کمک کرد.

She relied on medicated lotion to manage her eczema flare-ups.

او به لوسیون دار برای مدیریت تشدید بیماری اگزما متکی بود.

نمونه‌های واقعی

Yeah. I can't find my soul if I'm medicated.

با اینکه دارو مصرف می‌کنم، نمی‌توانم روحم را پیدا کنم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

In terms of medications, PDE-5 inhibitors, like sildenafil can be used.

در مورد داروها، مهارکننده‌های PDE-5 مانند سیلدنافیل می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.

منبع: Osmosis - Reproduction

A mechanical device lifts medicated upside-down elephants into vehicles.

یک دستگاه مکانیکی فیل‌های معتاد به دارو را وارونه به داخل وسایل نقلیه بلند می‌کند.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

They can also not medicate themselves.

آنها همچنین نمی‌توانند خود را دارو کنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

Often anti-inflammatory medications are given, like sulfasalazine or mesalamine.

اغلب داروهاي ضد التهاب تجویز می شوند، مانند سولفازالازین یا مزالامین.

منبع: Osmosis - Digestion

Hey, word on the street is, um, you've been medicating Timmy.

راستی، حرف زمزمه اینه که، اممم، تو در حال دارو دادن به تیممی هستی.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Finally, many medications can cause erectile dysfunction as a side effect.

در نهایت، بسیاری از داروها می‌توانند باعث اختلال نعوظ به عنوان یک عارضه جانبی شوند.

منبع: Osmosis - Reproduction

He was medicated and released, but returned later and died just after midnight.

او دارو مصرف کرد و آزاد شد، اما بعداً بازگشت و درست بعد از نیمه شب درگذشت.

منبع: PBS English News

Honestly, I was hoping that you'd medicate the hell out of me.

صادقانه، امیدوار بودم که شما من را به شدت دارو کنید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

What's the story with the kid? He seems a little touched or medicated or....

چه داستانی درباره آن بچه وجود دارد؟ او کمی عجیب یا داروسازی یا...

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید