dosed

[ایالات متحده]/dəʊst/
[بریتانیا]/doʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوزی از دارو یا پزشکی را تجویز کرد

عبارات و ترکیب‌ها

dosed correctly

به درستی دوز داده شده

dosed improperly

به طور نامناسب دوز داده شده

heavily dosed

به شدت دوز داده شده

over dosed

دوز بیش از حد

under dosed

دوز کمتر از حد

dosed daily

روزانه دوز داده شده

dosed twice

دو بار دوز داده شده

dosed frequently

به طور مکرر دوز داده شده

dosed accurately

به طور دقیق دوز داده شده

dosed appropriately

به طور مناسب دوز داده شده

جملات نمونه

the patient was dosed with medication every four hours.

بیمار هر چهار ساعت با دارو مصرف می‌شد.

he carefully dosed the ingredients for the recipe.

او مواد لازم برای دستور غذا را با دقت مصرف کرد.

the doctor dosed her with a painkiller after surgery.

پزشک بعد از عمل جراحی، او را با مسکن مصرف کرد.

she was dosed with the flu vaccine last week.

هفته گذشته، او واکسن آنفولانزا را دریافت کرد.

they dosed the plants with fertilizer to promote growth.

آنها برای تقویت رشد، گیاهان را با کود مصرف کردند.

the child was dosed according to his weight.

بچه بر اساس وزن او مصرف شد.

he dosed the fish tank with water conditioner.

او با استفاده از نرم کننده آب، آکواریوم را مصرف کرد.

she dosed herself with herbal tea for relaxation.

او برای آرامش، خود را با چای گیاهی مصرف کرد.

they were dosed with a new experimental drug in the trial.

آنها در آزمایش بالینی، با یک داروی تجربی جدید مصرف شدند.

after the incident, he was dosed with anxiety medication.

پس از حادثه، او با داروهای ضد اضطراب مصرف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید