uneducable child
کودک غیر قابل آموزش
uneducable population
جمعیت غیر قابل آموزش
uneducable students
دانشجویان غیر قابل آموزش
uneducable adults
بزرگسالان غیر قابل آموزش
uneducable individuals
افراد غیر قابل آموزش
uneducable youth
جوانان غیر قابل آموزش
uneducable groups
گروههای غیر قابل آموزش
uneducable minds
ذهنهای غیر قابل آموزش
uneducable cases
موارد غیر قابل آموزش
uneducable learners
یادگیرندگان غیر قابل آموزش
the teacher believed that no child is uneducable.
معلم معتقد بود که هیچ کودکی غیر قابل آموزش نیست.
some people argue that certain individuals are uneducable.
برخی افراد استدلال میکنند که افراد خاصی غیر قابل آموزش هستند.
it's a challenge to work with those who seem uneducable.
همکاری با کسانی که به نظر غیر قابل آموزش میرسند، چالشبرانگیز است.
she refused to label any student as uneducable.
او از برچسب زدن هر دانش آموزی به عنوان غیر قابل آموزش امتناع کرد.
many educators believe that no one is truly uneducable.
بسیاری از مربیان معتقدند که هیچ کس واقعاً غیر قابل آموزش نیست.
his experience taught him that the uneducable can learn.
تجربه او به او نشان داد که افراد غیر قابل آموزش نیز میتوانند یاد بگیرند.
she challenged the notion that some children are uneducable.
او این ایده را به چالش کشید که برخی از کودکان غیر قابل آموزش هستند.
there are methods to reach those who are considered uneducable.
روشهایی برای رسیدن به کسانی که غیر قابل آموزش در نظر گرفته میشوند وجود دارد.
he was determined to prove that no one is uneducable.
او مصمم بود ثابت کند که هیچ کس غیر قابل آموزش نیست.
understanding the needs of the uneducable is crucial.
درک نیازهای افراد غیر قابل آموزش بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید