trainable

[ایالات متحده]/ˈtreɪnəbl/
[بریتانیا]/ˈtreɪnəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل آموزش یا تربیت

عبارات و ترکیب‌ها

trainable model

مدل قابل آموزش

trainable parameters

پارامترهای قابل آموزش

trainable features

ویژگی‌های قابل آموزش

trainable agent

عامل قابل آموزش

trainable network

شبکه قابل آموزش

trainable system

سیستم قابل آموزش

trainable task

وظیفه قابل آموزش

trainable algorithm

الگوریتم قابل آموزش

trainable input

ورودی قابل آموزش

trainable data

داده‌های قابل آموزش

جملات نمونه

dogs are highly trainable when using positive reinforcement.

وقتی از تقویت مثبت استفاده شود، سگ‌ها به شدت قابل آموزش هستند.

many animals are trainable with the right techniques.

بسیاری از حیوانات با استفاده از تکنیک‌های مناسب قابل آموزش هستند.

children are often more trainable than adults.

کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان قابل آموزش هستند.

she believes that every employee is trainable in some way.

او معتقد است که هر کارمندی به نوعی قابل آموزش است.

trainable skills can be developed through practice.

مهارت‌های قابل آموزش را می‌توان از طریق تمرین توسعه داد.

he found the new software to be very trainable.

او دریافت که نرم افزار جدید بسیار قابل آموزش است.

effective coaching makes athletes more trainable.

تمرینات موثر باعث می‌شود ورزشکاران قابل آموزش‌تر شوند.

she has a trainable mindset that helps her learn quickly.

او دارای ذهنیتی قابل آموزش است که به او کمک می کند به سرعت یاد بگیرد.

trainable robots can adapt to different tasks.

ربات‌های قابل آموزش می‌توانند خود را با وظایف مختلف تطبیق دهند.

finding trainable talent is crucial for the company's success.

پیدا کردن استعدادهای قابل آموزش برای موفقیت شرکت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید