unexecuted

[ایالات متحده]/ʌnˈɛksɪkjuːtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈɛksɪˌkjutɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انجام نشده یا اجرا نشده؛ طبق شرایط اجرا نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unexecuted order

دستورالعمل اجرا نشده

unexecuted task

وظیفه اجرا نشده

unexecuted plan

برنامه اجرا نشده

unexecuted contract

قرارداد اجرا نشده

unexecuted action

اقدام اجرا نشده

unexecuted project

پروژه اجرا نشده

unexecuted request

درخواست اجرا نشده

unexecuted agreement

توافقنامه اجرا نشده

unexecuted strategy

استراتژی اجرا نشده

unexecuted instruction

دستورالعمل اجرا نشده

جملات نمونه

the contract remains unexecuted due to lack of funds.

قرارداد به دلیل کمبود بودجه اجرا نشده باقی مانده است.

many unexecuted plans can lead to missed opportunities.

بسیاری از طرح‌های اجرا نشده می‌توانند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شوند.

his unexecuted ideas were often brilliant but impractical.

ایده‌های اجرا نشده او اغلب باهوش اما غیرعملی بودند.

the project remains unexecuted after several delays.

این پروژه پس از چندین تاخیر اجرا نشده باقی مانده است.

unexecuted tasks can pile up quickly in a busy workplace.

وظایف اجرا نشده می‌توانند به سرعت در یک محیط کار پرمشغلهه انباشته شوند.

they decided to abandon the unexecuted portions of the plan.

آنها تصمیم گرفتند بخش‌های اجرا نشده طرح را رها کنند.

unexecuted orders can affect the company's reputation.

سفارشات اجرا نشده می‌توانند بر شهرت شرکت تأثیر بگذارند.

the unexecuted agreement left both parties frustrated.

توافقنامه اجرا نشده باعث ناامیدی هر دو طرف شد.

her unexecuted dreams haunted her thoughts at night.

رویاهای اجرا نشده او شب‌ها افکارش را آزار می‌داد.

understanding the reasons for unexecuted projects is crucial.

درک دلایل پروژه‌های اجرا نشده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید