unextrapolable

[ایالات متحده]/[UK phonetic]/
[بریتانیا]/[US phonetic]/

ترجمه

adj. ناتوان در اکسپولیتاسیون؛ قابل استنتاج یا تخمین از داده‌های شناخته شده یا مشاهدات نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

unextrapolable data

داده‌های غیرقابل استنتاج

unextrapolable results

نتایج غیرقابل استنتاج

unextrapolable trends

رُوندهای غیرقابل استنتاج

unextrapolable future

آینده‌ای غیرقابل استنتاج

unextrapolable outcomes

نتایج غیرقابل استنتاج

unextrapolable patterns

الگوهای غیرقابل استنتاج

unextrapolable behavior

رفتارهای غیرقابل استنتاج

unextrapolable phenomena

پدیده‌های غیرقابل استنتاج

completely unextrapolable

کاملاً غیرقابل استنتاج

seemingly unextrapolable

به نظر غیرقابل استنتاج

جملات نمونه

the rapid stock market crash created an unextrapolable data set.

سقوط سریع بازار سهام یک مجموعه داده‌ی غیرقابل پیش‌بینی ایجاد کرد.

scientists dismissed the anomalous readings as unextrapolable noise.

دانشمندان خوانش‌های غیرمعمول را به عنوان نویز غیرقابل پیش‌بینی نادیده گرفتند.

chaos theory suggests that complex systems often yield unextrapolable results.

نظریه‌ی آشفتگی پیشنهاد می‌کند که سیستم‌های پیچیده اغلب نتایج غیرقابل پیش‌بینی تولید می‌کنند.

the critic panned the movie for its disjointed and unextrapolable narrative.

کارگردان فیلم را به دلیل داستان‌های ناپیوسته و غیرقابل پیش‌بینی مورد انتقاد قرار داد.

we encountered unextrapolable conditions during the final testing phase.

ما در فاز نهایی آزمایشی با شرایط غیرقابل پیش‌بینی مواجه شدیم.

current economic trends are largely unextrapolable due to global instability.

روند‌های اقتصادی فعلی به دلیل ناپایداری جهانی به طور گسترده‌ای غیرقابل پیش‌بینی هستند.

the erratic data points rendered the statistical model unextrapolable.

نقطه‌های داده‌ای ناپایدار مدل آماری را غیرقابل پیش‌بینی کرد.

human behavior remains inherently unextrapolable in extreme situations.

رفتار انسانی در شرایط اکسی درون‌زایی غیرقابل پیش‌بینی باقی می‌ماند.

the study concluded that the phenomenon is rare and unextrapolable.

این مطالعه نتیجه گرفت که این پدیده نادر و غیرقابل پیش‌بینی است.

the literary critic described the author's abstract style as unextrapolable.

کارشناس ادبیات سبک مجرد نویسنده را غیرقابل پیش‌بینی توصیف کرد.

quantum mechanics presents outcomes that appear random and unextrapolable.

مکانیک کوانتومی نتایجی را ارائه می‌دهد که به نظر می‌رسد تصادفی و غیرقابل پیش‌بینی هستند.

the committee rejected the proposal because the benefits were unextrapolable.

کمیته پیشنهاد را رد کرد زیرا مزایای آن غیرقابل پیش‌بینی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید