unfrogged prince
پرince نافروگ
stay unfrogged
نافروگ بمان
unfrogged pond
دریاچه نافروگ
he unfrogged it
او آن را نافروگ کرد
unfrogged surface
سطح نافروگ
getting unfrogged
در حال نافروگ شدن
unfrogged state
وضعیت نافروگ
unfrogged area
منطقه نافروگ
they unfrogged
آنها نافروگ کردند
almost unfrogged
تقریباً نافروگ
the gardeners have completely unfrogged the pond behind the school.
کارگر گیاهان پس از کامل کردن فرایند از رودخانه پشت مدرسه عبور کردند.
we walked through the newly unfrogged marshland yesterday.
ما روز گذشته از زمین تالاب جدید عبور کردیم.
the unfrogged area is now safe for children to play.
منطقه ای که از رودخانه عبور کرده است، اکنون برای بازی کودکان ایمن است.
after hours of work, the wetland was fully unfrogged.
پس از ساعات کار، زمین مرطوب به طور کامل از رودخانه عبور کرد.
the farmer keeps the unfrogged section of his land for vegetables.
کشاورز بخشی از زمین خود که از رودخانه عبور کرده است را برای سبزیجات نگه می دارد.
they bought the unfrogged property near the river last month.
آنها مالکیتی که از رودخانه عبور کرده است را ماه گذشته خریدند.
the conservation group declared the habitat unfrogged after cleanup.
گروه حفاظت پس از تمیز کردن، محیط زیست را از رودخانه عبور کرد.
the children play in the unfrogged garden every afternoon.
کودکان هر بعدازظهر در گیاهانی که از رودخانه عبور کرده است بازی می کنند.
freshly unfrogged, the pond now hosts fish.
پس از از رودخانه عبور کردن جدید، رودخانه اکنون میزبان ماهی می باشد.
the previously unfrogged swamp has become a nature reserve.
تالابی که پیشتر از رودخانه عبور کرده بود، به یک منطقه حفاظت شده تبدیل شده است.
an unfrogged environment attracts different bird species.
محیطی که از رودخانه عبور کرده است، گونه های مختلف پرندگان را جذب می کند.
the team surveyed the unfrogged terrain carefully.
تیم زمینی که از رودخانه عبور کرده است را با دقت بررسی کرد.
unfrogged prince
پرince نافروگ
stay unfrogged
نافروگ بمان
unfrogged pond
دریاچه نافروگ
he unfrogged it
او آن را نافروگ کرد
unfrogged surface
سطح نافروگ
getting unfrogged
در حال نافروگ شدن
unfrogged state
وضعیت نافروگ
unfrogged area
منطقه نافروگ
they unfrogged
آنها نافروگ کردند
almost unfrogged
تقریباً نافروگ
the gardeners have completely unfrogged the pond behind the school.
کارگر گیاهان پس از کامل کردن فرایند از رودخانه پشت مدرسه عبور کردند.
we walked through the newly unfrogged marshland yesterday.
ما روز گذشته از زمین تالاب جدید عبور کردیم.
the unfrogged area is now safe for children to play.
منطقه ای که از رودخانه عبور کرده است، اکنون برای بازی کودکان ایمن است.
after hours of work, the wetland was fully unfrogged.
پس از ساعات کار، زمین مرطوب به طور کامل از رودخانه عبور کرد.
the farmer keeps the unfrogged section of his land for vegetables.
کشاورز بخشی از زمین خود که از رودخانه عبور کرده است را برای سبزیجات نگه می دارد.
they bought the unfrogged property near the river last month.
آنها مالکیتی که از رودخانه عبور کرده است را ماه گذشته خریدند.
the conservation group declared the habitat unfrogged after cleanup.
گروه حفاظت پس از تمیز کردن، محیط زیست را از رودخانه عبور کرد.
the children play in the unfrogged garden every afternoon.
کودکان هر بعدازظهر در گیاهانی که از رودخانه عبور کرده است بازی می کنند.
freshly unfrogged, the pond now hosts fish.
پس از از رودخانه عبور کردن جدید، رودخانه اکنون میزبان ماهی می باشد.
the previously unfrogged swamp has become a nature reserve.
تالابی که پیشتر از رودخانه عبور کرده بود، به یک منطقه حفاظت شده تبدیل شده است.
an unfrogged environment attracts different bird species.
محیطی که از رودخانه عبور کرده است، گونه های مختلف پرندگان را جذب می کند.
the team surveyed the unfrogged terrain carefully.
تیم زمینی که از رودخانه عبور کرده است را با دقت بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید