frogged out
بیرون پریدن
frogged up
بالا رفتن
frogged down
پایین رفتن
frogged away
دور رفتن
frogged in
وارد شدن
frogged along
همراه رفتن
frogged back
عقب نشینی کردن
frogged over
روی آن رفتن
frogged through
عبور کردن
frogged around
دور و بر زد
the fabric was frogged to fix the mistake.
پارچه را برای رفع اشتباه، برگشت داد.
she frogged her knitting project after realizing it was too small.
او پس از متوجه شدن کوچکی آن، پروژه بافندگی خود را برگشت داد.
he decided to frog the entire sweater to start over.
او تصمیم گرفت تا دوباره شروع کند، تمام ژاکت را برگشت دهد.
the pattern was too complicated, so she frogged it.
الگو خیلی پیچیده بود، بنابراین آن را برگشت داد.
after frogging, she was able to reuse the yarn.
پس از برگشت دادن، او توانست از نخ دوباره استفاده کند.
frogging can be frustrating but necessary for perfection.
برگشت دادن می تواند ناامید کننده باشد اما برای کمال ضروری است.
he frogged his crochet work to correct the errors.
او برای رفع خطاها، کار قلاب بافی خود را برگشت داد.
frogging allows you to learn from your mistakes.
برگشت دادن به شما این امکان را می دهد تا از اشتباهات خود درس بگیرید.
she wasn't happy about frogging her project, but it was needed.
او از برگشت دادن پروژه خود خوشحال نبود، اما ضروری بود.
frogged stitches can be a sign of a careful crafter.
دانه های برگشت داده شده می تواند نشانه ای از یک صنعتگر مراقب باشد.
frogged out
بیرون پریدن
frogged up
بالا رفتن
frogged down
پایین رفتن
frogged away
دور رفتن
frogged in
وارد شدن
frogged along
همراه رفتن
frogged back
عقب نشینی کردن
frogged over
روی آن رفتن
frogged through
عبور کردن
frogged around
دور و بر زد
the fabric was frogged to fix the mistake.
پارچه را برای رفع اشتباه، برگشت داد.
she frogged her knitting project after realizing it was too small.
او پس از متوجه شدن کوچکی آن، پروژه بافندگی خود را برگشت داد.
he decided to frog the entire sweater to start over.
او تصمیم گرفت تا دوباره شروع کند، تمام ژاکت را برگشت دهد.
the pattern was too complicated, so she frogged it.
الگو خیلی پیچیده بود، بنابراین آن را برگشت داد.
after frogging, she was able to reuse the yarn.
پس از برگشت دادن، او توانست از نخ دوباره استفاده کند.
frogging can be frustrating but necessary for perfection.
برگشت دادن می تواند ناامید کننده باشد اما برای کمال ضروری است.
he frogged his crochet work to correct the errors.
او برای رفع خطاها، کار قلاب بافی خود را برگشت داد.
frogging allows you to learn from your mistakes.
برگشت دادن به شما این امکان را می دهد تا از اشتباهات خود درس بگیرید.
she wasn't happy about frogging her project, but it was needed.
او از برگشت دادن پروژه خود خوشحال نبود، اما ضروری بود.
frogged stitches can be a sign of a careful crafter.
دانه های برگشت داده شده می تواند نشانه ای از یک صنعتگر مراقب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید