frogged

[ایالات متحده]/frɒɡd/
[بریتانیا]/frɔɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قورباغه; سوئیچ قورباغه; بستن قورباغه; (Frog) نام خانوادگی; (Frog) به زبان روسی
vi. قورباغه‌ها را گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

frogged out

بیرون پریدن

frogged up

بالا رفتن

frogged down

پایین رفتن

frogged away

دور رفتن

frogged in

وارد شدن

frogged along

همراه رفتن

frogged back

عقب نشینی کردن

frogged over

روی آن رفتن

frogged through

عبور کردن

frogged around

دور و بر زد

جملات نمونه

the fabric was frogged to fix the mistake.

پارچه را برای رفع اشتباه، برگشت داد.

she frogged her knitting project after realizing it was too small.

او پس از متوجه شدن کوچکی آن، پروژه بافندگی خود را برگشت داد.

he decided to frog the entire sweater to start over.

او تصمیم گرفت تا دوباره شروع کند، تمام ژاکت را برگشت دهد.

the pattern was too complicated, so she frogged it.

الگو خیلی پیچیده بود، بنابراین آن را برگشت داد.

after frogging, she was able to reuse the yarn.

پس از برگشت دادن، او توانست از نخ دوباره استفاده کند.

frogging can be frustrating but necessary for perfection.

برگشت دادن می تواند ناامید کننده باشد اما برای کمال ضروری است.

he frogged his crochet work to correct the errors.

او برای رفع خطاها، کار قلاب بافی خود را برگشت داد.

frogging allows you to learn from your mistakes.

برگشت دادن به شما این امکان را می دهد تا از اشتباهات خود درس بگیرید.

she wasn't happy about frogging her project, but it was needed.

او از برگشت دادن پروژه خود خوشحال نبود، اما ضروری بود.

frogged stitches can be a sign of a careful crafter.

دانه های برگشت داده شده می تواند نشانه ای از یک صنعتگر مراقب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید