unger

[ایالات متحده]/ˈʌŋɡə/
[بریتانیا]/ˈʌŋɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اونجر (نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

younger brother

برادر جوانتر

younger sister

خواهر جوانتر

younger generation

نسل جوانتر

younger sibling

همسال جوانتر

hunger strike

ایستش گرسنگی

young and hungry

جوان و گرسنگ

جملات نمونه

the hunger strike entered its third week.

سیاسیت گرسنگی وارد هفته سوم خود شد.

millions suffer from chronic hunger worldwide.

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از گرسنگی مزمن رنج می‌برند.

she felt a sudden hunger pang after exercise.

او پس از ورزش یک درد گرسنگی ناگهانی احساس کرد.

the organization works to end world hunger.

این سازمان به منظور پایان دادن به گرسنگی جهانی فعالیت می‌کند.

his hunger for knowledge was insatiable.

گرسنگی او به دانش ناشناخته بود.

the documentary exposed the hunger crisis in africa.

مستند این بحران گرسنگی در آفریقا را آشکار کرد.

many children go to bed with hunger every night.

بسیاری از کودکان هر شب با گرسنگی به خواب می‌روند.

the hunger relief program helped thousands of families.

برنامه کمک به گرسنگی هزاران خانواده را کمک کرد.

he could barely satisfy his hunger with one meal.

او نمی‌توانست گرسنگی خود را با یک وعده غذایی رفع کند.

the novel explores themes of poverty and hunger.

این رمان به موضوعات فقیریت و گرسنگی پرداخته است.

extreme hunger can lead to serious health problems.

گرسنگی شدید می‌تواند به مشکلات سلامتی جدی منجر شود.

she volunteered at the local hunger shelter.

او در مراکز محلی کمک به گرسنگی داوطلب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید