unground wire
سیم بدون اتصال زمین
unground circuit
مدار بدون اتصال زمین
unground connection
اتصال بدون اتصال زمین
unground system
سیستم بدون اتصال زمین
unground point
نقطه بدون اتصال زمین
unground path
مسیر بدون اتصال زمین
unground voltage
ولتاژ بدون اتصال زمین
unground outlet
خروجی بدون اتصال زمین
unground device
دستگاه بدون اتصال زمین
unground load
بار بدون اتصال زمین
he felt ungrounded after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید احساس ناامنی میکرد.
without a routine, she often felt ungrounded.
بدون برنامه، او اغلب احساس ناامنی میکرد.
practicing mindfulness helped him feel less ungrounded.
تمرین ذهنآگاهی به او کمک کرد تا کمتر احساس ناامنی کند.
she needed to find a way to ground herself when feeling ungrounded.
او نیاز داشت راهی برای ریشه دار کردن خود در هنگام احساس ناامنی پیدا کند.
the sudden change left him feeling ungrounded.
تغییر ناگهانی باعث شد او احساس ناامنی کند.
he spoke about feeling ungrounded during the therapy session.
او در طول جلسه درمانی در مورد احساس ناامنی صحبت کرد.
her ungrounded thoughts made it hard to focus.
افکار ناامن او باعث میشد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.
he tried to unground himself by taking deep breaths.
او سعی کرد با انجام تنفس عمیق، احساس ناامنی خود را از بین ببرد.
feeling ungrounded can lead to anxiety and stress.
احساس ناامنی میتواند منجر به اضطراب و استرس شود.
she used yoga as a way to combat her ungrounded feelings.
او از یوگا به عنوان راهی برای مقابله با احساسات ناامن خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید