unguiss

[ایالات متحده]/ʌŋɡwɪs/
[بریتانیا]/ʌŋɡwɪs/

ترجمه

n. چنگال یا سم; پایه‌ای شبیه چنگال یک گلبرگ در گیاه‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

unguiss approach

رویکرد ناپیوسته

unguiss evidence

شواهد ناپیوسته

unguiss theory

تئوری ناپیوسته

unguiss factor

عامل ناپیوسته

unguiss insight

بینش ناپیوسته

unguiss concept

مفهوم ناپیوسته

unguiss perspective

دیدگاه ناپیوسته

unguiss phenomenon

پدیده‌ی ناپیوسته

unguiss variable

متغیر ناپیوسته

unguiss relationship

ارتباط ناپیوسته

جملات نمونه

they decided to unguiss the situation before making a decision.

آنها تصمیم گرفتند قبل از تصمیم‌گیری وضعیت را ارزیابی کنند.

it's important to unguiss your priorities for the project.

تعیین اولویت‌های خود برای پروژه مهم است.

she needed to unguiss her feelings about the job offer.

او نیاز داشت احساسات خود در مورد پیشنهاد شغلی را ارزیابی کند.

we should unguiss the requirements before starting the task.

ما باید الزامات را قبل از شروع کار ارزیابی کنیم.

he took a moment to unguiss his thoughts during the meeting.

او لحظه‌ای وقت گذاشت تا در طول جلسه افکار خود را ارزیابی کند.

to succeed, you must unguiss your goals clearly.

برای موفقیت، باید اهداف خود را به وضوح ارزیابی کنید.

they unguiss the feedback from the clients to improve their service.

آنها بازخورد مشتریان را برای بهبود خدمات خود ارزیابی کردند.

in order to communicate effectively, you need to unguiss your message.

برای برقراری ارتباط موثر، باید پیام خود را ارزیابی کنید.

he tried to unguiss the complex issue before presenting it.

او سعی کرد قبل از ارائه آن، مشکل پیچیده را ارزیابی کند.

it's essential to unguiss the risks involved in the investment.

ارزیابی خطرات مرتبط با سرمایه گذاری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید