unhorses opponents
سرنگون کردن حریفان
unhorses knights
سرنگون کردن شوالیه ها
unhorses enemies
سرنگون کردن دشمنان
unhorses riders
سرنگون کردن سوارکاران
unhorses challengers
سرنگون کردن چالشگران
unhorses foes
سرنگون کردن دشمنان
unhorses champions
سرنگون کردن قهرمانان
unhorses rivals
سرنگون کردن رقیبان
unhorses warriors
سرنگون کردن جنگجویان
unhorses competitors
سرنگون کردن رقبا
the knight unhorses his opponent in the tournament.
سوار شوالیه حریف خود را در مسابقه از اسب به زمین میاندازد.
the skilled rider unhorses the enemy with a swift move.
آن سوار ماهر با یک حرکت سریع دشمن را از اسب به زمین میاندازد.
in the game, the player unhorses the rival during the duel.
در بازی، بازیکن حریف را در طول دوئل از اسب به زمین میاندازد.
the sudden attack unhorses the unsuspecting knight.
حمله ناگهانی شوالیه غافلگیر را از اسب به زمین میاندازد.
the jousting match ended when one contender unhorses the other.
مسابقه شمشیربازی زمانی به پایان رسید که یکی از شرکتکنندگان دیگری را از اسب به زمین میانداخت.
he unhorses his friend during their playful sparring.
او دوست خود را در طول تمرین بازیگوشانه از اسب به زمین میاندازد.
the battle was fierce, but he unhorses several foes.
نبرد شدید بود، اما او دشمنان زیادی را از اسب به زمین میانداخت.
with a well-timed strike, she unhorses her opponent.
با ضربهای بهجا، او حریف خود را از اسب به زمین میاندازد.
the knight's lance unhorses the rival in a spectacular fashion.
نیزهافکن شوالیه حریف را به روشی چشمگیر از اسب به زمین میاندازد.
during the reenactment, the actor unhorses another actor for realism.
در طول بازسازی، بازیگر برای واقعگرایی بازیگر دیگری را از اسب به زمین میاندازد.
unhorses opponents
سرنگون کردن حریفان
unhorses knights
سرنگون کردن شوالیه ها
unhorses enemies
سرنگون کردن دشمنان
unhorses riders
سرنگون کردن سوارکاران
unhorses challengers
سرنگون کردن چالشگران
unhorses foes
سرنگون کردن دشمنان
unhorses champions
سرنگون کردن قهرمانان
unhorses rivals
سرنگون کردن رقیبان
unhorses warriors
سرنگون کردن جنگجویان
unhorses competitors
سرنگون کردن رقبا
the knight unhorses his opponent in the tournament.
سوار شوالیه حریف خود را در مسابقه از اسب به زمین میاندازد.
the skilled rider unhorses the enemy with a swift move.
آن سوار ماهر با یک حرکت سریع دشمن را از اسب به زمین میاندازد.
in the game, the player unhorses the rival during the duel.
در بازی، بازیکن حریف را در طول دوئل از اسب به زمین میاندازد.
the sudden attack unhorses the unsuspecting knight.
حمله ناگهانی شوالیه غافلگیر را از اسب به زمین میاندازد.
the jousting match ended when one contender unhorses the other.
مسابقه شمشیربازی زمانی به پایان رسید که یکی از شرکتکنندگان دیگری را از اسب به زمین میانداخت.
he unhorses his friend during their playful sparring.
او دوست خود را در طول تمرین بازیگوشانه از اسب به زمین میاندازد.
the battle was fierce, but he unhorses several foes.
نبرد شدید بود، اما او دشمنان زیادی را از اسب به زمین میانداخت.
with a well-timed strike, she unhorses her opponent.
با ضربهای بهجا، او حریف خود را از اسب به زمین میاندازد.
the knight's lance unhorses the rival in a spectacular fashion.
نیزهافکن شوالیه حریف را به روشی چشمگیر از اسب به زمین میاندازد.
during the reenactment, the actor unhorses another actor for realism.
در طول بازسازی، بازیگر برای واقعگرایی بازیگر دیگری را از اسب به زمین میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید