unitholder

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪthəʊldə/
[بریتانیا]/ˈjunɪˌhoʊldər/

ترجمه

n. یک فرد یا نهاد که واحدهایی در یک اعتماد واحد دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unitholder rights

حقوق دارندگان واحد

unitholder meeting

جلسه دارندگان واحد

unitholder approval

تاییدیه دارندگان واحد

unitholder benefits

مزایای دارندگان واحد

unitholder vote

رای دارندگان واحد

unitholder register

ثبت‌نام دارندگان واحد

unitholder equity

سهام دارندگان واحد

unitholder statement

اظهارنامه دارندگان واحد

unitholder interest

منافع دارندگان واحد

unitholder notification

اطلاع‌رسانی به دارندگان واحد

جملات نمونه

the unitholder received their dividend payment this month.

دارنده واحد، پرداخت سود سهام خود را این ماه دریافت کرد.

each unitholder has the right to vote at the annual meeting.

هر دارنده واحد حق رای در جلسه سالانه را دارد.

the unitholder's agreement outlines the terms of investment.

توافقنامه دارنده واحد، شرایط سرمایه گذاری را مشخص می کند.

a unitholder can redeem their units at any time.

یک دارنده واحد می تواند واحدهای خود را در هر زمان بازخرید کند.

the fund manager communicated directly with the unitholders.

مدیر صندوق مستقیماً با دارنده واحدها ارتباط برقرار کرد.

unitholders are entitled to receive regular updates on fund performance.

دارنده واحدها حق دریافت به روز رسانی های منظم در مورد عملکرد صندوق را دارند.

the rights of unitholders are protected by law.

حقوق دارنده واحدها توسط قانون محافظت می شود.

unitholders should review the annual report carefully.

دارنده واحدها باید گزارش سالانه را با دقت بررسی کنند.

the unitholder's feedback was valuable for improving services.

بازخورد دارنده واحد برای بهبود خدمات ارزشمند بود.

new unitholders are welcomed with an introductory seminar.

دارنده واحدهای جدید با یک سمینار معرفی استقبال می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید