univalved

[ایالات متحده]/ˈjuː.nɪˌvælvd/
[بریتانیا]/ˈjuː.nəˌvælvd/

ترجمه

adj. دارای یک دریچه

عبارات و ترکیب‌ها

univalved shell

صدف یک‌دریچه

univalved mollusk

حلزون یک‌دریچه

univalved structure

ساختار یک‌دریچه

univalved organism

زیستگاه یک‌دریچه

univalved species

گونه یک‌دریچه

univalved form

فرم یک‌دریچه

univalved type

نوع یک‌دریچه

univalved valve

دریچه یک‌دریچه

univalved anatomy

آناتومی یک‌دریچه

جملات نمونه

the univalved shell of the snail is quite unique.

پوست یک‌دندانه حلزون کاملاً منحصر به فرد است.

univalved mollusks are fascinating creatures.

حلزون‌های یک‌دندانه موجوداتی جذاب هستند.

in biology, univalved organisms have a single shell.

در زیست‌شناسی، موجودات یک‌دندانه دارای یک پوست هستند.

some univalved species are found in freshwater habitats.

برخی از گونه‌های یک‌دندانه در زیستگاه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

the univalved design of the shell provides excellent protection.

طراحی یک‌دندانه پوست حفاظت بسیار خوبی را فراهم می‌کند.

univalved animals often have unique adaptations.

حیوانات یک‌دندانه اغلب سازگاری‌های منحصربه‌فردی دارند.

research on univalved species can reveal evolutionary patterns.

تحقیقات در مورد گونه‌های یک‌دندانه می‌تواند الگوهای تکاملی را نشان دهد.

univalved creatures play an important role in their ecosystems.

موجودات یک‌دندانه نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

many univalved animals are herbivorous and feed on algae.

بسیاری از حیوانات یک‌دندانه گیاه‌خوار هستند و از جلبک تغذیه می‌کنند.

the univalved structure of some shells is remarkable.

ساختار یک‌دندانه برخی از پوست‌ها قابل توجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید