bicuspid

[ایالات متحده]/baɪˈkʌspɪd/
[بریتانیا]/bīˈkʌsˌpɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دو نقطه یا قوس
n. یک دریچه در قلب یا دندانی با دو قوس

عبارات و ترکیب‌ها

bicuspid valve

دروازه دوگانه

bicuspid aortic valve

دروازه دوگانه آئورت

bicuspid stenosis

تنگی بایکوسپید

bicuspid regurgitation

رفلاکس بایکوسپید

bicuspid heart defect

نقص قلبی بایکوسپید

bicuspid anomaly

ناهنجاری بایکوسپید

bicuspid morphology

مورفولوژی بایکوسپید

congenital bicuspid valve

دروازه دوگانه مادرزادی

bicuspid valve repair

تعمیر دریچه دوگانه

bicuspid valve replacement

جایگزینی دریچه دوگانه

جملات نمونه

the dentist examined my bicuspid for any cavities.

دندانپزشک دندان دندانم را برای بررسی هرگونه پوسیدگی معاینه کرد.

my bicuspid tooth is sensitive to hot and cold.

دندان دندانم نسبت به گرم و سرد حساس است.

he had to get his bicuspid extracted due to decay.

به دلیل پوسیدگی مجبور شد دندان دندانش را بیرون بکشد.

bicuspid teeth are essential for chewing food properly.

دندان‌های دندان برای جویدن غذا به درستی ضروری هستند.

the orthodontist recommended braces to align my bicuspid.

متخصص ارتودنسی برای هم‌تراز کردن دندان دندانم، براکت توصیه کرد.

she felt pain in her bicuspid while eating ice cream.

در حالی که بستنی می‌خورد، درد در دندان دندانش احساس کرد.

during the exam, we learned about the structure of bicuspid teeth.

در طول معاینه، درباره ساختار دندان‌های دندان یاد گرفتیم.

regular dental check-ups can help maintain healthy bicuspid teeth.

معاینات دندانی منظم می‌تواند به حفظ سلامت دندان‌های دندان کمک کند.

he was surprised to learn he had a missing bicuspid.

با این که دندان دندانش از دست رفته بود، برایش عجیب بود.

she used a special toothbrush to clean her bicuspid effectively.

او از یک مسواک ویژه برای تمیز کردن موثر دندان دندانش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید