unobstructible

[ایالات متحده]/ˌʌnəbˈstrʌktəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnəbˈstrʌktəbl/

ترجمه

adj. غیرقابل مانع شدن؛ آن‌چیز که نمی‌توان آن را مسدود یا مهار کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

unobstructible view

دید غیرقابل مسدود شدن

completely unobstructible

کاملاً غیرقابل مسدود شدن

most unobstructible

بیشترین غیرقابل مسدود شدن

utterly unobstructible

کاملاً غیرقابل مسدود شدن

unobstructible path

مسیر غیرقابل مسدود شدن

unobstructible access

دسترسی غیرقابل مسدود شدن

more unobstructible

بیشتر غیرقابل مسدود شدن

unobstructible sightline

خط دید غیرقابل مسدود شدن

unobstructible passage

عبور غیرقابل مسدود شدن

totally unobstructible

کاملاً غیرقابل مسدود شدن

جملات نمونه

the security camera was positioned to provide an unobstructible view of the entrance.

دوربین امنیتی به گونه‌ای قرار داشت که دیدی بدون مانع از ورودی فراهم می‌کرد.

the mountain trail offered an unobstructible path to the summit.

مسیر کوهستانی مسیری بدون مانع به قله ارائه می‌داد.

radio signals require an unobstructible frequency to broadcast clearly.

سیگنال‌های رادیویی برای پخش واضح به یک فرکانس بدون مانع نیاز دارند.

the emergency exit must remain unobstructible at all times.

در خروج اضطراری باید در همه زمان‌ها بدون مانع باقی بماند.

architects designed the hallway with an unobstructible passage for wheelchairs.

معماران راهرو را با یک گذرگاه بدون مانع برای ویلچر طراحی کردند.

sniper teams need an unobstructible line of sight to their target.

تیم‌های تیرانداز به یک خط دید بدون مانع به هدف خود نیاز دارند.

the high-speed internet cable maintains an unobstructible connection.

کابل اینترنت پرسرعت یک اتصال بدون مانع را حفظ می‌کند.

clean rooms require an unobstructible airflow system.

اتاق‌های تمیز به یک سیستم جریان هوا بدون مانع نیاز دارند.

the observatory dome provides an unobstructible view of the night sky.

گنبد رصدخانه یک نمای بدون مانع از آسمان شب ارائه می‌دهد.

fire regulations mandate unobstructible access to all exits.

مقررات آتش‌نشانی دسترسی بدون مانع به تمام خروجی‌ها را الزامی می‌کند.

the satellite dish needs an unobstructible view of the southern horizon.

آنتن ماهواره‌ای به یک نمای بدون مانع از افق جنوبی نیاز دارد.

gallery walls are designed to create an unobstructible display space.

دیوارهای گالری به گونه‌ای طراحی شده‌اند که فضای نمایش بدون مانع ایجاد کنند.

the ventilation shaft ensures an unobstructible flow of fresh air.

کانال تهویه جریان هوای تازه بدون مانع را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید