unoccupiable

[ایالات متحده]/ˌʌn.ɒk.jʊˈpaɪ.ə.bəl/
[بریتانیا]/ˌʌn.ɑː.kjəˈpaɪ.ə.bəl/

ترجمه

adj. ناکاربرد یا غیرقابل استفاده به عنوان مکان سکونت، کسب و کار یا هر منظور دیگری.

عبارات و ترکیب‌ها

unoccupiable building

ساختمان غیرقابل استفاده

unoccupiable space

فضای غیرقابل استفاده

unoccupiable premises

مکان غیرقابل استفاده

unoccupiable area

منطقه غیرقابل استفاده

currently unoccupiable

در حال حاضر غیرقابل استفاده

deemed unoccupiable

به عنوان غیرقابل استفاده شناخته شده

structurally unoccupiable

از نظر ساختاری غیرقابل استفاده

temporarily unoccupiable

موقتی غیرقابل استفاده

unoccupiable room

اتاق غیرقابل استفاده

completely unoccupiable

کاملاً غیرقابل استفاده

جملات نمونه

the old victorian house was deemed unoccupiable after the severe structural damage.

خانه ویکتوریایی قدیمی پس از آسیب جدی ساختاری به عنوان غیرقابل سکونت اعلام شد.

following the fire, the apartment building was declared unoccupiable by city officials.

پس از آتش سوزی، ساختمان اپارتمنت توسط مسئولان شهر به عنوان غیرقابل سکونت اعلام شد.

the flood-damaged property remained unoccupiable for several months.

موجودیت آسیب دیده از سیل مدت چند ماه غیرقابل سکونت باقی ماند.

engineers found the tower structurally unsound and completely unoccupiable.

مهندسین متوجه این نکته شدند که برج از نظر ساختاری ناپایدار و کاملاً غیرقابل سکونت است.

after the earthquake, many homes were rendered unoccupiable.

پس از زمین لرزه، بسیاری از خانه‌ها غیرقابل سکونت شدند.

the landlord was unable to rent out the unoccupiable apartment due to safety violations.

مالک اجاره دادن اپارتمنت غیرقابل سکونت را به دلیل نقض‌های ایمنی نتوانست.

due to extensive mold infestation, the basement apartment is currently unoccupiable.

به دلیل آلودگی گسترده قارچ، اپارتمنت زیرزمینی در حال حاضر غیرقابل سکونت است.

the historic theater has been permanently unoccupiable since the roof collapse.

تئاتر تاریخی از زمان سقوط سقف به طور دائم غیرقابل سکونت بوده است.

building inspectors determined the condemned structure was unsafe and unoccupiable.

معاینکنندگان ساختمان مشخص کردند که ساختار ممنوعه ناایمن و غیرقابل سکونت است.

winter storms left the mountain cabin damaged and unoccupiable.

بادهای زمستانی کابین کوهی را آسیب دیده و غیرقابل سکونت گذاشت.

the chemical spill made the laboratory permanently unoccupiable.

نشت شیمیایی آزمایشگاه را به طور دائم غیرقابل سکونت کرد.

because of the severe foundation cracks, the house is deemed unoccupiable until repairs are completed.

به دلیل شکستگی‌های جدی در بنیاد، خانه تا زمان تکمیل تعمیرات به عنوان غیرقابل سکونت اعلام شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید