unprecedentedly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که هرگز دیده نشده است

جملات نمونه

The company achieved an unprecedentedly high level of sales this quarter.

شرکت در این فصل به سطح بالایی از فروش دست یافت که بی‌سابقه بود.

She was unprecedentedly successful in her career.

او در حرفه خود به طور بی‌سابقه‌ای موفق بود.

The team's performance was unprecedentedly strong in the championship game.

عملکرد تیم در بازی قهرمانی به طور بی‌سابقه‌ای قوی بود.

The new technology is unprecedentedly advanced.

فناوری جدید به طور بی‌سابقه‌ای پیشرفته است.

The artist's latest work was unprecedentedly innovative.

آخرین اثر هنرمند به طور بی‌سابقه‌ای نوآورانه بود.

The project faced unprecedentedly difficult challenges.

این پروژه با چالش‌های دشواری روبرو شد که بی‌سابقه بود.

The storm caused unprecedentedly severe damage to the town.

طوفان آسیب جدی و بی‌سابقه‌ای به شهر وارد کرد.

The novel was unprecedentedly popular among readers.

رمان به طور بی‌سابقه‌ای در بین خوانندگان محبوب بود.

The team's victory was unprecedentedly decisive.

پیروزی تیم به طور بی‌سابقه‌ای قاطعانه بود.

The movie received unprecedentedly positive reviews from critics.

فیلم از منتقدان نظرات مثبت و بی‌سابقه‌ای دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید