unpreferred option
گزینه مورد نمیخواهی
unpreferred choice
انتخاب مورد نمیخواهی
unpreferred outcome
نتیجه مورد نمیخواهی
being unpreferred
بودن مورد نمیخواهی
unpreferred method
روش مورد نمیخواهی
unpreferred candidate
نامزد مورد نمیخواهی
highly unpreferred
کاملاً مورد نمیخواهی
unpreferred solution
راهحل مورد نمیخواهی
an unpreferred view
نگاه مورد نمیخواهی
unpreferred result
نتیجه مورد نمیخواهی
the company has an unpreferred supplier for raw materials.
شرکت یک تامینکننده نامطلوب برای مواد خام دارد.
he chose an unpreferred route to avoid traffic congestion.
او یک مسیر نامطلوب را انتخاب کرد تا از ازدحام ترافیک جلوگیری کند.
the candidate presented an unpreferred solution to the problem.
نامزد یک راهحل نامطلوب برای مسئله ارائه داد.
it's an unpreferred outcome, but we must move forward.
این یک نتیجه نامطلوب است، اما ما باید به جلو حرکت کنیم.
we have an unpreferred method for data analysis.
ما یک روش نامطلوب برای تحلیل دادهها داریم.
the team favored an unpreferred approach to the project.
تیم یک رویکرد نامطلوب را برای پروژه مورد ترجیح قرار داد.
she voiced an unpreferred opinion during the meeting.
او در جلسه یک نظر نامطلوب را بیان کرد.
the market showed an unpreferred response to the new product.
بازار به محصول جدید با یک پاسخ نامطلوب پاسخ داد.
it was an unpreferred time to schedule the event.
این زمان مناسبی برای برنامهریزی رویداد نبود.
the study revealed an unpreferred correlation between the variables.
این مطالعه یک همبستگی نامطلوب بین متغیرها را نشان داد.
they expressed an unpreferred view on the proposed changes.
آنها نظری نامطلوب درباره تغییرات پیشنهادی بیان کردند.
unpreferred option
گزینه مورد نمیخواهی
unpreferred choice
انتخاب مورد نمیخواهی
unpreferred outcome
نتیجه مورد نمیخواهی
being unpreferred
بودن مورد نمیخواهی
unpreferred method
روش مورد نمیخواهی
unpreferred candidate
نامزد مورد نمیخواهی
highly unpreferred
کاملاً مورد نمیخواهی
unpreferred solution
راهحل مورد نمیخواهی
an unpreferred view
نگاه مورد نمیخواهی
unpreferred result
نتیجه مورد نمیخواهی
the company has an unpreferred supplier for raw materials.
شرکت یک تامینکننده نامطلوب برای مواد خام دارد.
he chose an unpreferred route to avoid traffic congestion.
او یک مسیر نامطلوب را انتخاب کرد تا از ازدحام ترافیک جلوگیری کند.
the candidate presented an unpreferred solution to the problem.
نامزد یک راهحل نامطلوب برای مسئله ارائه داد.
it's an unpreferred outcome, but we must move forward.
این یک نتیجه نامطلوب است، اما ما باید به جلو حرکت کنیم.
we have an unpreferred method for data analysis.
ما یک روش نامطلوب برای تحلیل دادهها داریم.
the team favored an unpreferred approach to the project.
تیم یک رویکرد نامطلوب را برای پروژه مورد ترجیح قرار داد.
she voiced an unpreferred opinion during the meeting.
او در جلسه یک نظر نامطلوب را بیان کرد.
the market showed an unpreferred response to the new product.
بازار به محصول جدید با یک پاسخ نامطلوب پاسخ داد.
it was an unpreferred time to schedule the event.
این زمان مناسبی برای برنامهریزی رویداد نبود.
the study revealed an unpreferred correlation between the variables.
این مطالعه یک همبستگی نامطلوب بین متغیرها را نشان داد.
they expressed an unpreferred view on the proposed changes.
آنها نظری نامطلوب درباره تغییرات پیشنهادی بیان کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید