unreturnable

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈtɜː.nə.bəl/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈtɜrn.ə.bəl/

ترجمه

adj. قابل بازگشت یا بازیابی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unreturnable item

غیرقابل بازگشت

unreturnable deposit

سپرده غیرقابل بازگشت

unreturnable ticket

بلیط غیرقابل بازگشت

unreturnable gift

هدیه غیرقابل بازگشت

unreturnable fee

هزینه غیرقابل بازگشت

unreturnable purchase

خرید غیرقابل بازگشت

unreturnable charge

هزینه غیرقابل بازگشت

unreturnable product

محصول غیرقابل بازگشت

unreturnable service

خدمات غیرقابل بازگشت

unreturnable agreement

توافقنامه غیرقابل بازگشت

جملات نمونه

the money i spent on that concert ticket is unreturnable.

پولی که برای بلیط کنسرت خرج کردم قابل بازگشت نیست.

once you sign the contract, your commitment becomes unreturnable.

هنگامی که قرارداد را امضا می کنید، تعهد شما غیرقابل بازگشت می شود.

her feelings for him became unreturnable after that night.

احساسات او نسبت به او پس از آن شب غیرقابل بازگشت شد.

the unreturnable nature of time makes us cherish every moment.

طبیعت غیرقابل بازگشت زمان باعث می شود هر لحظه را گرامی بداریم.

some decisions in life are unreturnable, so choose wisely.

برخی از تصمیمات زندگی غیرقابل بازگشت هستند، پس با دقت انتخاب کنید.

once deleted, the data is unreturnable unless backed up.

هنگامی که حذف شد، داده ها غیرقابل بازگشت هستند مگر اینکه پشتیبان گیری شده باشد.

the unreturnable tickets left many fans disappointed.

بلیط های غیرقابل بازگشت باعث ناامیدی بسیاری از طرفداران شد.

his trust was unreturnable after the betrayal.

اعتماد او پس از خیانت غیرقابل بازگشت شد.

investing in stocks can lead to unreturnable losses.

سرمایه گذاری در سهام می تواند منجر به ضررهای غیرقابل بازگشت شود.

some friendships are unreturnable once broken.

برخی از دوستی ها پس از شکستن غیرقابل بازگشت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید