unsailable

[ایالات متحده]/ʌnˈseɪləbəl/
[بریتانیا]/ʌnˈseɪləbəl/

ترجمه

adj. غیرقابل استفاده؛ در دسترس نبودن برای استفاده

عبارات و ترکیب‌ها

unsailable conditions

شرایط غیرقابل عبور

unsailable waters

آبهای غیرقابل عبور

unsailable sea

دریای غیرقابل عبور

unsailable vessel

کشتی غیرقابل عبور

unsailable weather

وضعیت آب و هوا غیرقابل عبور

unsailable route

مسیر غیرقابل عبور

جملات نمونه

water remained in unsailable depths throughout the winter months, trapping fishing vessels in harbor.

در طول ماه‌های زمستان، آب در عمق‌هایی که عبور ناکارآمد بود، باقی ماند و کشتی‌های ماهیگیری را در بندر محبوس کرد.

meteorologists predicted unsailable weather conditions that would persist for the entire week.

منجم‌ها شرایط آب و هوا را پیش‌بینی کردند که در طول هفته کامل ادامه خواهد داشت و عبور ناکارآمد خواهد بود.

the captain declared the narrow strait completely unsailable due to treacherous currents.

کپیتان اعلام کرد که تنگه باریک به دلیل جریان‌های خطرناک کاملاً عبور ناکارآمد است.

historical logs revealed the coastal waters had been unsailable for nearly six weeks.

دفترچه‌های تاریخی نشان داد که آب‌های ساحلی در مدت تقریباً شش هفته عبور ناکارآمد بود.

monsoon winds rendered the traditional trade route unsailable during the summer season.

بادهای مونسون باعث شدند که مسیر تجارتی سنتی در فصل تابستان عبور ناکارآمد شود.

thick fog and violent waves created perfectly unsailable conditions across the entire bay.

پرده‌های ضخیم ابر و امواج شدید در طول کل خلیج شرایط عبور ناکارآمدی ایجاد کردند.

ancient mariners documented that the harbor remained unsailable throughout the winter.

مارینر‌های باستانی گزارش دادند که بندر در طول زمستان عبور ناکارآمد باقی ماند.

the maritime authorities deemed the conditions dangerously unsailable for any vessel.

اقدامات دریایی شرایط را به‌طور خطرناک عبور ناکارآمد برای هر کشتی ارزیابی کردند.

ice formations made the northern passage entirely unsailable during the polar winter.

تشکیل یخ‌ها باعث شد که مسیر شمالی در زمستان قطبی کاملاً عبور ناکارآمد شود.

sudden gusts created unsailable winds that overwhelmed even the most experienced sailors.

نوسان‌های ناگهانی بادهایی ایجاد کردند که حتی سویاران باتجربه‌تر را نیز غرق کرد.

tropical cyclone warnings left the entire archipelago categorically unsailable for days.

هشدارهای باران‌های گرمسیری باعث شد که تمام جزیره‌های گروهی در چند روز به طور قطعی عبور ناکارآمد باقی بماند.

dramatically low tides left the estuary channel unsailable even for small fishing boats.

موج‌های بسیار پایین باعث شد که کانال دهانه رودخانه حتا برای کشتی‌های ماهیگیری کوچک نیز عبور ناکارآمد باقی بماند.

explorers discovered the southern waters were permanently unsailable due to submerged rocks.

کاوشگران کشف کردند که آب‌های جنوبی به دلیل سنگ‌های غرق‌شده به طور دائم عبور ناکارآمد است.

the yacht race was cancelled when stewards declared the sea conditions unsailable.

مسابقه یخ‌های مسابقه زمانی لغو شد که نگهبانان شرایط دریا را عبور ناکارآمد اعلام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید