unscenting

[ایالات متحده]//ʌnˈsɛntɪŋ//
[بریتانیا]//ʌnˈsɛntɪŋ//

ترجمه

adj. حذف یا پنهان کردن باریک‌ها؛ بی‌رائحتی داشتن.
v. حالت شبه‌فعل «unscent»؛ رائحته را حذف کردن.

جملات نمونه

i prefer unscented candles for my bedroom because strong fragrances give me headaches.

من به دلیل اینکه عطرهای قوی به من میگیرد سردرد می‌دهد، از شمع‌های بی‌عطر برای اتاق خوابم پس می‌برم.

the soap is labeled as unscented, perfect for sensitive skin.

صابون با عطر ندارد و برای پوست حساس مناسب است.

she bought an unscented lotion to avoid any allergic reactions.

او یک لوسیون بی‌عطر خرید تا هرگونه واکنش آلرژیک را جلوگیری کند.

many people choose unscented products when they work in environments with strong odors.

بسیاری از افراد وقتی که در محیط‌هایی با بوی قوی کار می‌کنند، محصولات بی‌عطر را انتخاب می‌کنند.

the hotel provides unscented shampoo and conditioner for guests.

هتل شامبو و کندرمر بی‌عطر را برای مهمانان فراهم می‌کند.

i switched to unscented laundry detergent to prevent skin irritation.

من به دلیل جلوگیری از تحریک پوست به دوختن شامپوی بی‌عطر رفتم.

unscented perfumes are becoming increasingly popular among professionals.

عطرهای بی‌عطر در میان متخصصان به طور چشمگیری محبوب شده‌اند.

the baby shampoo is gentle and unscented.

شامبوی بچه‌ها لطیف و بی‌عطر است.

he requested unscented cleaning products for his office.

او برای دفتر خود محصولات تمیز کننده بی‌عطر درخواست داد.

the cream is available in both scented and unscented versions.

کرم به هر دو نسخه عطردار و بی‌عطر موجود است.

patients in hospitals often prefer unscented care products.

بیماران در بیمارستان‌ها اغلب محصولات مراقبتی بی‌عطر را ترجیح می‌دهند.

i use unscented moisturizer every day to protect my skin.

من روزانه یک مرطوب‌کننده بی‌عطر را استفاده می‌کنم تا پوستم را حفظ کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید