unsheathing sword
بیرون آوردن شمشیر
unsheathing knife
بیرون آوردن چاقو
unsheathing weapon
بیرون آوردن سلاح
unsheathing blade
بیرون آوردن تیغه
unsheathing scabbard
بیرون آوردن غلاف
unsheathing tool
بیرون آوردن ابزار
unsheathing pen
بیرون آوردن قلم
unsheathing arrow
بیرون آوردن تیر
unsheathing dagger
بیرون آوردن خنجر
unsheathing swordplay
بیرون آوردن شمشیربازی
the knight was unsheathing his sword in preparation for battle.
شوالیه شمشیر خود را برای آمادگی نبرد از غلاف بیرون میکشید.
she was unsheathing the knife carefully to avoid any accidents.
او چاقو را با دقت از غلاف بیرون میکشید تا از هرگونه حادثهای جلوگیری کند.
unsheathing the umbrella, he stepped out into the rain.
با بیرون آوردن چتر، او وارد باران شد.
the detective was unsheathing a pen to take notes.
مامور پلیس برای یادداشتبرداری، قلمی از غلاف بیرون آورد.
unsheathing the bow, the archer took aim at the target.
تیرانداز کمان را از غلاف بیرون آورد و به سمت هدف نشانه گرفت.
he was unsheathing the sword with a swift motion.
او شمشیر را با حرکتی سریع از غلاف بیرون میکشید.
unsheathing the tool, she began her work.
او ابزار را از غلاف بیرون آورد و شروع به کار کرد.
the soldier was unsheathing his weapon as a warning.
سرباز به عنوان هشدار، سلاح خود را از غلاف بیرون میکشید.
with a dramatic flair, he was unsheathing the dagger.
با حالتی نمایشی، او خنجر را از غلاف بیرون میکشید.
unsheathing the fishing rod, he prepared for a long day on the lake.
او چوب ماهیگیری را از غلاف بیرون آورد و برای یک روز طولانی در دریاچه آماده شد.
unsheathing sword
بیرون آوردن شمشیر
unsheathing knife
بیرون آوردن چاقو
unsheathing weapon
بیرون آوردن سلاح
unsheathing blade
بیرون آوردن تیغه
unsheathing scabbard
بیرون آوردن غلاف
unsheathing tool
بیرون آوردن ابزار
unsheathing pen
بیرون آوردن قلم
unsheathing arrow
بیرون آوردن تیر
unsheathing dagger
بیرون آوردن خنجر
unsheathing swordplay
بیرون آوردن شمشیربازی
the knight was unsheathing his sword in preparation for battle.
شوالیه شمشیر خود را برای آمادگی نبرد از غلاف بیرون میکشید.
she was unsheathing the knife carefully to avoid any accidents.
او چاقو را با دقت از غلاف بیرون میکشید تا از هرگونه حادثهای جلوگیری کند.
unsheathing the umbrella, he stepped out into the rain.
با بیرون آوردن چتر، او وارد باران شد.
the detective was unsheathing a pen to take notes.
مامور پلیس برای یادداشتبرداری، قلمی از غلاف بیرون آورد.
unsheathing the bow, the archer took aim at the target.
تیرانداز کمان را از غلاف بیرون آورد و به سمت هدف نشانه گرفت.
he was unsheathing the sword with a swift motion.
او شمشیر را با حرکتی سریع از غلاف بیرون میکشید.
unsheathing the tool, she began her work.
او ابزار را از غلاف بیرون آورد و شروع به کار کرد.
the soldier was unsheathing his weapon as a warning.
سرباز به عنوان هشدار، سلاح خود را از غلاف بیرون میکشید.
with a dramatic flair, he was unsheathing the dagger.
با حالتی نمایشی، او خنجر را از غلاف بیرون میکشید.
unsheathing the fishing rod, he prepared for a long day on the lake.
او چوب ماهیگیری را از غلاف بیرون آورد و برای یک روز طولانی در دریاچه آماده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید