unsheathing

[ایالات متحده]/ʌnˈʃiːθɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈʃiːθɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کشیدن یا بیرون آوردن از غلاف

عبارات و ترکیب‌ها

unsheathing sword

بیرون آوردن شمشیر

unsheathing knife

بیرون آوردن چاقو

unsheathing weapon

بیرون آوردن سلاح

unsheathing blade

بیرون آوردن تیغه

unsheathing scabbard

بیرون آوردن غلاف

unsheathing tool

بیرون آوردن ابزار

unsheathing pen

بیرون آوردن قلم

unsheathing arrow

بیرون آوردن تیر

unsheathing dagger

بیرون آوردن خنجر

unsheathing swordplay

بیرون آوردن شمشیربازی

جملات نمونه

the knight was unsheathing his sword in preparation for battle.

شوالیه شمشیر خود را برای آمادگی نبرد از غلاف بیرون می‌کشید.

she was unsheathing the knife carefully to avoid any accidents.

او چاقو را با دقت از غلاف بیرون می‌کشید تا از هرگونه حادثه‌ای جلوگیری کند.

unsheathing the umbrella, he stepped out into the rain.

با بیرون آوردن چتر، او وارد باران شد.

the detective was unsheathing a pen to take notes.

مامور پلیس برای یادداشت‌برداری، قلمی از غلاف بیرون آورد.

unsheathing the bow, the archer took aim at the target.

تیرانداز کمان را از غلاف بیرون آورد و به سمت هدف نشانه گرفت.

he was unsheathing the sword with a swift motion.

او شمشیر را با حرکتی سریع از غلاف بیرون می‌کشید.

unsheathing the tool, she began her work.

او ابزار را از غلاف بیرون آورد و شروع به کار کرد.

the soldier was unsheathing his weapon as a warning.

سرباز به عنوان هشدار، سلاح خود را از غلاف بیرون می‌کشید.

with a dramatic flair, he was unsheathing the dagger.

با حالتی نمایشی، او خنجر را از غلاف بیرون می‌کشید.

unsheathing the fishing rod, he prepared for a long day on the lake.

او چوب ماهیگیری را از غلاف بیرون آورد و برای یک روز طولانی در دریاچه آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید