unskillfulnesses

[ایالات متحده]/ʌn'skɪl.fəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ʌn'skɪl.fəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت ناتوانی

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming unskillfulnesses

غلبه بر ناتوانی‌ها

addressing unskillfulnesses

رسیدگی به ناتوانی‌ها

recognizing unskillfulnesses

تشخیص ناتوانی‌ها

reducing unskillfulnesses

کاهش ناتوانی‌ها

analyzing unskillfulnesses

تجزیه و تحلیل ناتوانی‌ها

improving unskillfulnesses

بهبود ناتوانی‌ها

identifying unskillfulnesses

شناسایی ناتوانی‌ها

correcting unskillfulnesses

اصلاح ناتوانی‌ها

tackling unskillfulnesses

مقابله با ناتوانی‌ها

eliminating unskillfulnesses

حذف ناتوانی‌ها

جملات نمونه

her unskillfulnesses in cooking led to a burnt dinner.

بی‌مهری او در آشپزی منجر به یک شام سوخته شد.

despite his unskillfulnesses, he tried to play the guitar.

با وجود بی‌مهری‌هایش، سعی کرد گیتار بزند.

his unskillfulnesses in public speaking made him nervous.

بی‌مهری او در سخنرانی در جمع او را مضطرب می‌کرد.

she worked hard to overcome her unskillfulnesses in painting.

او سخت تلاش کرد تا بر بی‌مهری‌هایش در نقاشی غلبه کند.

the team addressed their unskillfulnesses through practice.

تیم بی‌مهری‌های خود را از طریق تمرین مورد توجه قرار داد.

his unskillfulnesses in negotiation cost the company a deal.

بی‌مهری او در مذاکره باعث از دست رفتن یک قرارداد برای شرکت شد.

she acknowledged her unskillfulnesses and sought help.

او بی‌مهری‌های خود را پذیرفت و به دنبال کمک کرد.

unskillfulnesses in time management affected his performance.

بی‌مهری در مدیریت زمان بر عملکرد او تأثیر گذاشت.

his unskillfulnesses in sports made him shy away from competitions.

بی‌مهری او در ورزش باعث شد از مسابقات دوری کند.

she learned to embrace her unskillfulnesses as part of growth.

او یاد گرفت بی‌مهری‌های خود را به عنوان بخشی از رشد بپذیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید