unspell

[ایالات متحده]/ʌnˈspɛl/
[بریتانیا]/ʌnˈspɛl/

ترجمه

vt. برای برداشتن جادو یا افسون از کسی؛ برای آزاد کردن کسی از حالت افسون

عبارات و ترکیب‌ها

unspell the word

واژه را غلط املایی کنید

unspell the name

اسم را غلط املایی کنید

unspell the phrase

عبارت را غلط املایی کنید

unspell it correctly

به درستی آن را غلط املایی کنید

unspell the letters

حروف را غلط املایی کنید

unspell the text

متن را غلط املایی کنید

unspell your name

اسم خود را غلط املایی کنید

unspell this word

این کلمه را غلط املایی کنید

unspell the code

کد را غلط املایی کنید

unspell the sentence

جمله را غلط املایی کنید

جملات نمونه

she tried to unspell the complicated word.

او سعی کرد کلمه پیچیده را از هم باز کند.

can you unspell that name for me?

می‌توانی آن اسم را برایم از هم باز کنی؟

he asked the teacher to unspell the difficult term.

او از معلم خواست که اصطلاح دشوار را از هم باز کند.

it's hard to unspell certain technical jargon.

باز کردن برخی اصطلاحات فنی دشوار است.

we need to unspell the instructions clearly.

ما باید دستورالعمل‌ها را به وضوح از هم باز کنیم.

she managed to unspell the ancient script.

او موفق شد خط باستانی را از هم باز کند.

the software helps to unspell confusing phrases.

نرم‌افزار به باز کردن عبارات گیج‌کننده کمک می‌کند.

can you unspell this abbreviation for me?

می‌توانی این مخفف را برایم از هم باز کنی؟

he often needs to unspell scientific terms.

او اغلب نیاز دارد اصطلاحات علمی را از هم باز کند.

let's unspell the lyrics together.

بیایید شعرها را با هم از هم باز کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید