unstrings

[ایالات متحده]/ʌnˈstrɪŋz/
[بریتانیا]/ʌnˈstrɪŋz/

ترجمه

v. جدا کردن رشته‌ها؛ تضعیف اعصاب

عبارات و ترکیب‌ها

unstrings the data

گشودن داده‌ها

unstrings the code

گشودن کد

unstrings the files

گشودن فایل‌ها

unstrings the message

گشودن پیام

unstrings the input

گشودن ورودی

unstrings the output

گشودن خروجی

unstrings the parameters

گشودن پارامترها

unstrings the sequence

گشودن دنباله

unstrings the array

گشودن آرایه

unstrings the string

گشودن رشته

جملات نمونه

she unstrings the guitar to change the strings.

او برای تعویض سیم‌ها، گیتار را از سیم جدا می‌کند.

he unstrings the bow after the archery practice.

او کمان را پس از تمرین تیراندازی از سیم جدا می‌کند.

when she unstrings the lights, the room feels emptier.

وقتی او لامپ‌ها را از سیم جدا می‌کند، اتاق خالی‌تر به نظر می‌رسد.

it's important to unstrings the fishing line carefully.

مهم است که نخ ماهیگیری را با دقت از سیم جدا کنید.

he always unstrings the kite before putting it away.

او همیشه قبل از جمع کردن آن، بادبادک را از سیم جدا می‌کند.

they unstrings the decorations after the festival.

آنها پس از جشنواره، تزئینات را از سیم جدا می‌کنند.

she unstrings the beads to create a new necklace.

او مهره‌ها را از سیم جدا می‌کند تا یک گردنبند جدید بسازد.

before cleaning, he unstrings the curtains.

قبل از تمیز کردن، او پرده‌ها را از سیم جدا می‌کند.

he carefully unstrings the old rope for reuse.

او با دقت طناب قدیمی را برای استفاده مجدد از سیم جدا می‌کند.

after the concert, they unstrings the instruments.

پس از کنسرت، آنها سازها را از سیم جدا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید