unvanquished

[ایالات متحده]/ʌnˈvæŋkwɪʃt/
[بریتانیا]/ʌnˈvæŋkwɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فتح نشده، شکست نخورده یا غلبه نکرده

عبارات و ترکیب‌ها

unvanquished spirit

روح شکست‌ناپذیر

unvanquished hope

امید شکست‌ناپذیر

unvanquished will

اراده‌ی شکست‌ناپذیر

unvanquished heart

قلب شکست‌ناپذیر

unvanquished courage

شجاعت شکست‌ناپذیر

unvanquished strength

قدرت شکست‌ناپذیر

unvanquished resolve

تصمیم شکست‌ناپذیر

unvanquished dreams

رویاهای شکست‌ناپذیر

unvanquished legacy

میراث شکست‌ناپذیر

unvanquished faith

ایمان شکست‌ناپذیر

جملات نمونه

despite the challenges, she remained unvanquished in her pursuit of justice.

با وجود چالش‌ها، او همچنان در پیگیری عدالت شکست‌ناپذیر بود.

the unvanquished spirit of the team inspired everyone.

روحیه شکست‌ناپذیر تیم الهام‌بخش همه بود.

he faced his fears with an unvanquished heart.

او با قلبی شکست‌ناپذیر با ترس‌هایش روبرو شد.

she remained unvanquished even after multiple setbacks.

حتی پس از چندین شکست، او همچنان شکست‌ناپذیر بود.

the unvanquished champion celebrated another victory.

قهرمان شکست‌ناپذیر پیروزی دیگری را جشن گرفت.

his unvanquished determination led him to success.

تعیین‌صرفه‌ي بي‌ريا او را به موفقيت رساند.

they fought with an unvanquished spirit throughout the war.

آنها در طول جنگ با روحیه‌ای شکست‌ناپذیر جنگیدند.

the unvanquished will of the people brought about change.

اراده‌ی شکست‌ناپذیر مردم باعث ایجاد تغییر شد.

with an unvanquished attitude, she tackled every obstacle.

با نگرشی شکست‌ناپذیر، او با هر مانعی مقابله کرد.

his unvanquished love for music kept him going.

عشق شکست‌ناپذیر او به موسیقی او را به حرکت درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید