unvocalized

[ایالات متحده]/ʌnˈvəʊkəlaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈvoʊkəlaɪzd/

ترجمه

adj. بی‌صدا

عبارات و ترکیب‌ها

unvocalized sounds

صداهای بدون واکشی

unvocalized speech

گفتار بدون واکشی

unvocalized notes

یادداشت‌های بدون واکشی

unvocalized thoughts

افکار بدون واکشی

unvocalized expressions

عبارات بدون واکشی

unvocalized cues

نشانه‌های بدون واکشی

unvocalized signals

آثار بدون واکشی

unvocalized emotions

احساسات بدون واکشی

unvocalized messages

پیام‌های بدون واکشی

unvocalized reactions

واکنش‌های بدون واکشی

جملات نمونه

the unvocalized sounds of the forest were soothing.

صداهای خاموش جنگل آرام‌بخش بودند.

she preferred unvocalized communication through gestures.

او ترجیح می‌داد ارتباط غیرکلامی از طریق حرکات دست.

the unvocalized emotions in the room were palpable.

احساسات خاموش در اتاق قابل لمس بودند.

he expressed his feelings in unvocalized ways.

او احساسات خود را به روش‌های غیرکلامی بیان می‌کرد.

the unvocalized language of animals fascinates researchers.

زبان خاموش حیوانات محققان را مجذوب می‌کند.

unvocalized thoughts often lead to misunderstandings.

افکار خاموش اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

the artist captured unvocalized feelings in her paintings.

هنرمند احساسات خاموش را در نقاشی‌های خود به تصویر کشید.

unvocalized expressions can be just as powerful as words.

عبارات غیرکلامی می‌توانند به اندازه کلمات قدرتمند باشند.

he preferred unvocalized music for relaxation.

او ترجیح می‌داد موسیقی غیرکلامی برای آرامش.

unvocalized signals in a conversation can convey much.

اشارات غیرکلامی در یک مکالمه می‌توانند معنای زیادی را منتقل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید