unwater

[ایالات متحده]/ʌnˈwɔːtə/
[بریتانیا]/ʌnˈwɔːtər/

ترجمه

vt. از چیزی آب را خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unwater the garden

آبیاری نکردن باغ

unwater the field

آبیاری نکردن مزرعه

unwater the basement

آبیاری نکردن زیرزمین

unwater the pool

آبیاری نکردن استخر

unwater the area

آبیاری نکردن منطقه

unwater the house

آبیاری نکردن خانه

unwater the lawn

آبیاری نکردن چمن

unwater the road

آبیاری نکردن جاده

unwater the landscape

آبیاری نکردن منظره

جملات نمونه

we need to unwater the garden before planting new flowers.

ما باید قبل از کاشت گل‌های جدید، باغ را آبگیری کنیم.

after the heavy rain, we had to unwater the basement.

بعد از باران شدید، مجبور شدیم زیرزمین را آبگیری کنیم.

to preserve the structure, we decided to unwater the flooded area.

برای حفظ سازه، تصمیم گرفتیم منطقه سیل‌زده را آبگیری کنیم.

it's important to unwater the fields to prevent crop damage.

آبگیری مزارع برای جلوگیری از آسیب به محصولات مهم است.

they worked together to unwater the pond after the storm.

آنها برای آبگیری حوضچه پس از طوفان با هم همکاری کردند.

the city plans to unwater the park's lake for maintenance.

شهرداری قصد دارد دریاچه پارک را برای تعمیرات آبگیری کند.

we need to unwater the swimming pool before cleaning it.

ما باید قبل از تمیز کردن، استخر را آبگیری کنیم.

to fix the leak, we have to unwater the entire system.

برای رفع نشتی، باید کل سیستم را آبگیری کنیم.

unwatering the area will help us assess the damage.

آبگیری منطقه به ما کمک می کند تا میزان خسارت را ارزیابی کنیم.

after unwatering the site, we found some interesting artifacts.

بعد از آبگیری محل، تعدادی آثار باستانی جالب پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید