unwigged

[ایالات متحده]/[ʌnˈwɪɡd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈwɪɡd]/

ترجمه

adj. بدون یک کلاه گوشتی؛ بدون پوشش گوشتی.
v. (در مورد قاضی) کلاه گوشتی خود را برداشتن، به ویژه در محیط‌های غیررسمی.
adv. بدون کلاه گوشتی.

عبارات و ترکیب‌ها

unwigged and free

بدون کلاه و آزاد

standing unwigged

ایستاده و بدون کلاه

quite unwigged

کاملاً بدون کلاه

unwigged head

سر بدون کلاه

she unwigged

اوی بدون کلاه شد

he unwigged

او بدون کلاه شد

unwigged state

وضعیت بدون کلاه

unwigged court

دیوان بدون کلاه

unwigged figure

شخصیت بدون کلاه

unwigged moment

لحظه بدون کلاه

جملات نمونه

the judge appeared unwigged, a surprising sight in the courtroom.

دیوان در حالت بدون دسته ظاهر شد، که در دادگاه یک نمایش غیرمنتظره بود.

he felt unwigged and vulnerable, exposed without the usual formality.

او احساس کرد که بدون دسته و آسیب پذیر است، بدون رسمیت معمولی نمایش داده شده است.

the actor decided to perform unwigged, wanting to show his true face.

بازیگر تصمیم گرفت بدون دسته بازی کند، می‌خواست واقعیت چهره‌اش را نشان دهد.

she stood unwigged before the committee, ready to present her case.

او بدون دسته در مقابل کمیته ایستاد، آماده بود که دفاع خود را ارائه کند.

the historical reenactment featured an unwigged king addressing his people.

تکرار تاریخی با یک پادشاه بدون دسته که مردم خود را خطاب می‌کرد، ویژگی داشت.

the lawyer appeared unwigged, signaling a more casual approach to the proceedings.

دادگستر بدون دسته ظاهر شد، نشان دهنده رویکردی آزادتر در مورد اقدامات بود.

the portrait showed the queen unwigged, revealing a glimpse of her personality.

پورتره پادشاهی بدون دسته را نشان می‌داد، یک نگاهی از شخصیت او را آشکار می‌کرد.

he walked unwigged into the meeting, defying the traditional dress code.

او بدون دسته به جلسه وارد شد، به کد لباس سنتی تمرد کرد.

the student presented his research unwigged, feeling more authentic and connected.

دانشجو تحقیقات خود را بدون دسته ارائه داد، احساس واقعیت بیشتر و ارتباطی بیشتر داشت.

the director requested the actor appear unwigged for a more natural look.

کارگردان از بازیگر خواست بدون دسته ظاهر شود تا به نظر طبیعی‌تری برسد.

she felt unwigged and more like herself during the informal gathering.

او در جمع‌جوری غیررسمی احساس کرد که بدون دسته و بیشتر خودش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید