wigged

[ایالات متحده]/wɪɡd/
[بریتانیا]/wɪɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کلاهدار

عبارات و ترکیب‌ها

wigged out

وحشت‌زده

wigged hair

موهای بافت

wigged style

سبک بافت

wigged look

ظاهر بافت

wigged girl

دختر بافت

wigged out moment

لحظه وحشت‌زده

wigged fun

سرگرمی بافت

wigged party

جشن بافت

wigged scene

صحنه بافت

wigged performance

اجای بافت

جملات نمونه

she totally wigged out when she saw the spider.

او کاملاً هنگ کرد وقتی عنکبوت را دید.

he wigged over the unexpected news from his boss.

او در مورد خبر غیرمنتظره از رئیسش هنگ کرد.

they wigged out during the horror movie.

آنها در حین تماشای فیلم ترسناک هنگ کردند.

she always wigged when her phone rang unexpectedly.

او همیشه هنگ می کرد وقتی تلفنش به طور غیرمنتظره زنگ می خورد.

he wigged when he realized he lost his wallet.

او هنگ کرد وقتی متوجه شد کیف پولش را گم کرده است.

when the deadline approached, she totally wigged.

وقتی مهلت مقرر نزدیک شد، او کاملاً هنگ کرد.

he wigged out at the thought of public speaking.

او با فکر صحبت کردن در جمع دچار وحشت شد.

she wigged when she saw the bill for the repairs.

او هنگ کرد وقتی صورتحساب تعمیرات را دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید