upends

[ایالات متحده]/ʌˈpɛndz/
[بریتانیا]/ʌˈpɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را وارونه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

upends expectations

برهم زدن انتظارات

upends tradition

برهم زدن سنت

upends norms

برهم زدن هنجارها

upends assumptions

برهم زدن فرضیات

upends rules

برهم زدن قوانین

upends hierarchy

برهم زدن سلسله مراتب

upends industry

برهم زدن صنعت

upends status quo

برهم زدن وضعیت موجود

upends landscape

برهم زدن چشم انداز

upends market

برهم زدن بازار

جملات نمونه

the new technology upends traditional methods of farming.

فناوری جدید روش‌های سنتی کشاورزی را تغییر می‌دهد.

this discovery upends our understanding of the universe.

این کشف درک ما از جهان را تغییر می‌دهد.

his actions upend the established norms in the industry.

اقدامات او هنجارهای تثبیت‌شده در صنعت را تغییر می‌دهد.

the scandal upends the politician's career.

رسوایی، مسیر شغلی سیاستمدار را تغییر می‌دهد.

the new policy upends the way we think about education.

این سیاست جدید روشی که ما در مورد آموزش فکر می‌کنیم را تغییر می‌دهد.

this event upends the timeline of historical events.

این رویداد جدول زمانی وقایع تاریخی را تغییر می‌دهد.

the merger upends the competitive landscape of the market.

ادغام، چشم‌انداز رقابتی بازار را تغییر می‌دهد.

her research upends long-held beliefs in the scientific community.

تحقیقات او باورهای دیرینه در جامعه علمی را تغییر می‌دهد.

the new findings upend previous theories about climate change.

یافته‌های جدید، نظریه‌های قبلی در مورد تغییرات آب و هوایی را تغییر می‌دهد.

the artist's work upends conventional ideas of beauty.

آثار هنرمند، ایده‌های متعارف زیبایی را تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید