subverts expectations
برهم زدن انتظارات
subverts authority
برهم زدن اقتدار
subverts norms
برهم زدن هنجارها
subverts power
برهم زدن قدرت
subverts tradition
برهم زدن سنت
subverts order
برهم زدن نظم
subverts justice
برهم زدن عدالت
subverts culture
برهم زدن فرهنگ
subverts truth
برهم زدن حقیقت
subverts ideology
برهم زدن ایدئولوژی
the new policy subverts traditional practices.
سیاست جدید، روشهای سنتی را تضعیف میکند.
his actions subvert the authority of the organization.
اقدامات او، اقتدار سازمان را تضعیف میکند.
this novel subverts the typical hero narrative.
این رمان، روایت قهرمانانه معمول را زیر سوال میبرد.
the artist's work subverts conventional beauty standards.
آثار هنرمند، استانداردهای زیبایی متعارف را زیر سوال میبرد.
the film subverts audience expectations with its ending.
فیلم، با پایانبندیاش، انتظارات مخاطب را بر هم میزند.
her speech subverts the dominant ideology.
سخنرانی او، ایدئولوژی غالب را تضعیف میکند.
the game subverts the rules of traditional gameplay.
بازی، قوانین گیمپلی سنتی را زیر سوال میبرد.
his research subverts established scientific theories.
تحقیقات او، نظریههای علمی تثبیتشده را تضعیف میکند.
this strategy subverts the competition's advantage.
این استراتژی، برتری رقابت را تضعیف میکند.
the documentary subverts the myth of the american dream.
مستند، افسانه رویای آمریکایی را زیر سوال میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید