upholsterer

[ایالات متحده]/ʌpˈhəulstərə/
[بریتانیا]/ʌp'holstərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص در دکوراسیون داخلی؛ فروشنده مبلمان
Word Forms

جملات نمونه

The upholsterer is skilled in repairing and restoring furniture.

نجار مبلمان در تعمیر و بازسازی مبلمان مهارت دارد.

I hired an upholsterer to reupholster my old couch.

من یک نجار مبلمان استخدام کردم تا مبل قدیمی‌ام را مجدداً پارچه‌دوزی کند.

The upholsterer used high-quality fabric to cover the chair.

نجار مبلمان از پارچه با کیفیت بالا برای پوشاندن صندلی استفاده کرد.

She decided to learn the trade of an upholsterer.

او تصمیم گرفت شغل نجار مبلمان را یاد بگیرد.

The upholsterer carefully stitched the seams of the cushion.

نجار مبلمان با دقت درزهای کوسن را دوخت.

An experienced upholsterer can transform old furniture into like-new pieces.

یک نجار مبلمان با تجربه می‌تواند مبلمان قدیمی را به نو مانند تبدیل کند.

The upholsterer specializes in custom-made furniture.

نجار مبلمان در ساخت مبلمان سفارشی تخصص دارد.

The upholsterer is known for their attention to detail.

نجار مبلمان به دلیل توجه به جزئیات شناخته شده است.

She apprenticed under a master upholsterer to learn the craft.

او برای یادگیری این حرفه به عنوان کارآموز زیر نظر یک نجار مبلمان ماهر کار کرد.

The upholsterer carefully selected the materials for the project.

نجار مبلمان با دقت مواد لازم برای پروژه را انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید