upholsters

[ایالات متحده]/ʌpˈhəʊlstəz/
[بریتانیا]/ʌpˈhoʊlstərz/

ترجمه

v. به پر کردن با پد، پوشش، یا فنر؛ به ترتیب یا تزئین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

upholsters chairs

نجاری صندلی‌ها

upholsters furniture

نجاری مبلمان

upholsters sofas

نجاری مبل‌ها

upholsters cushions

نجاری کوسن‌ها

upholsters seats

نجاری صندلی‌ها

upholsters ottomans

نجاری پوتینه‌ها

upholsters beds

نجاری تخت‌ها

upholsters benches

نجاری نیمکت‌ها

upholsters recliners

نجاری صندلی‌های راحتی

upholsters poufs

نجاری پوف‌ها

جملات نمونه

she upholsters antique furniture beautifully.

او مبلمان قدیمی را به زیبایی تعمیر می‌کند.

the shop specializes in upholstering sofas and chairs.

این مغازه در تعمیر مبل و صندلی تخصص دارد.

he upholsters his own car seats.

او صندلی‌های ماشین خود را تعمیر می‌کند.

they often hire someone to upholster their living room furniture.

آنها اغلب کسی را برای تعمیر مبلمان اتاق نشیمن خود استخدام می‌کنند.

upholsters can transform old furniture into new pieces.

تعمیرکاران می‌توانند مبلمان قدیمی را به قطعات جدید تبدیل کنند.

the upholsterer recommended a durable fabric for the chairs.

تعمیرکار پارچه بادوام برای صندلی‌ها را توصیه کرد.

she learned how to upholster from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش تعمیر کند.

upholsters often have a keen eye for color and design.

تعمیرکاران اغلب چشم دقیقی برای رنگ و طراحی دارند.

he decided to upholster the old armchair with bright fabric.

او تصمیم گرفت صندلی قدیمی را با پارچه روشن تعمیر کند.

finding a good upholsterer can make a big difference.

پیدا کردن یک تعمیرکار خوب می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید