upkept garden
باغ مرتب
upkept property
ملکیت مرتب
upkept home
خانه مرتب
upkept facilities
امکانات مرتب
upkept standards
استانداردهای مرتب
upkept equipment
تجهیزات مرتب
upkept records
سوابق مرتب
upkept reputation
شهرت مرتب
upkept appearance
ظاهر مرتب
upkept environment
محیط مرتب
the garden is well upkept throughout the year.
باغ در طول سال به خوبی نگهداری میشود.
it's important to have upkept records for the project.
داشتن سوابق بهروز برای پروژه مهم است.
the car was upkept regularly to ensure safety.
برای اطمینان از ایمنی، ماشین به طور منظم نگهداری میشد.
she believes that a clean environment should be upkept.
او معتقد است که محیط زیست پاک باید حفظ شود.
the building's facade needs to be upkept to attract visitors.
برای جذب بازدیدکنندگان، نمای ساختمان باید حفظ شود.
they hired a professional service to keep the lawn upkept.
آنها یک سرویس حرفهای استخدام کردند تا چمن را در شرایط خوب نگه دارند.
upkept relationships are essential for a successful business.
روابط حفظ شده برای یک کسب و کار موفق ضروری هستند.
the museum's exhibits are upkept with great care.
نمایشگاههای موزه با دقت زیادی حفظ میشوند.
it's vital that safety equipment is always upkept.
بسیار مهم است که تجهیزات ایمنی همیشه حفظ شوند.
she takes pride in having her home upkept and organized.
او به داشتن خانهای مرتب و منظم افتخار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید