upkept

[ایالات متحده]/ʌpˈkɛpt/
[بریتانیا]/ʌpˈkɛpt/

ترجمه

n. نگهداری؛ هزینه‌های نگهداری؛ مراقبت

عبارات و ترکیب‌ها

upkept garden

باغ ​​مرتب

upkept property

ملکیت ​​مرتب

upkept home

خانه مرتب

upkept facilities

امکانات مرتب

upkept standards

استانداردهای مرتب

upkept equipment

تجهیزات مرتب

upkept records

سوابق مرتب

upkept reputation

شهرت مرتب

upkept appearance

ظاهر مرتب

upkept environment

محیط مرتب

جملات نمونه

the garden is well upkept throughout the year.

باغ در طول سال به خوبی نگهداری می‌شود.

it's important to have upkept records for the project.

داشتن سوابق به‌روز برای پروژه مهم است.

the car was upkept regularly to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، ماشین به طور منظم نگهداری می‌شد.

she believes that a clean environment should be upkept.

او معتقد است که محیط زیست پاک باید حفظ شود.

the building's facade needs to be upkept to attract visitors.

برای جذب بازدیدکنندگان، نمای ساختمان باید حفظ شود.

they hired a professional service to keep the lawn upkept.

آنها یک سرویس حرفه‌ای استخدام کردند تا چمن را در شرایط خوب نگه دارند.

upkept relationships are essential for a successful business.

روابط حفظ شده برای یک کسب و کار موفق ضروری هستند.

the museum's exhibits are upkept with great care.

نمایشگاه‌های موزه با دقت زیادی حفظ می‌شوند.

it's vital that safety equipment is always upkept.

بسیار مهم است که تجهیزات ایمنی همیشه حفظ شوند.

she takes pride in having her home upkept and organized.

او به داشتن خانه‌ای مرتب و منظم افتخار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید