uploaded

[ایالات متحده]/ʌpˈləʊdɪd/
[بریتانیا]/ʌpˈloʊdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری upload

عبارات و ترکیب‌ها

file uploaded

فایل آپلود شد

image uploaded

تصویر آپلود شد

video uploaded

ویدیو آپلود شد

document uploaded

سند آپلود شد

data uploaded

داده آپلود شد

content uploaded

محتوا آپلود شد

photo uploaded

عکس آپلود شد

report uploaded

گزارش آپلود شد

file successfully uploaded

فایل با موفقیت آپلود شد

item uploaded

آیتم آپلود شد

جملات نمونه

she uploaded the photos to her social media account.

او عکس‌ها را در حساب رسانه‌های اجتماعی خود آپلود کرد.

the document was uploaded to the cloud for easy access.

سند برای دسترسی آسان در فضای ابری آپلود شد.

he uploaded the video tutorial for his subscribers.

او آموزش ویدیویی را برای مشترکین خود آپلود کرد.

they uploaded the latest software version on the website.

آنها آخرین نسخه نرم‌افزار را در وب‌سایت آپلود کردند.

after she uploaded her resume, she started getting interview calls.

پس از اینکه او رزومه خود را آپلود کرد، شروع به دریافت دعوت‌نامه‌های مصاحبه کرد.

we uploaded the meeting minutes to keep everyone informed.

ما صورتجلسه جلسه را آپلود کردیم تا همه را در جریان قرار دهیم.

the artist uploaded her new track to music streaming platforms.

هنرمند قطعه جدید خود را در پلتفرم‌های پخش موسیقی آپلود کرد.

he uploaded his presentation slides before the conference started.

او اسلایدهای ارائه خود را قبل از شروع کنفرانس آپلود کرد.

she uploaded a tutorial on how to use the software.

او آموزشی در مورد نحوه استفاده از نرم‌افزار آپلود کرد.

the team uploaded their findings to the research database.

تیم یافته‌های خود را در پایگاه داده تحقیقاتی آپلود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید