uppishly

[ایالات متحده]/ˈʌpɪʃli/
[بریتانیا]/ˈʌpɪʃli/

ترجمه

adv. به طرز متکبرانه یا خودخواهانه

عبارات و ترکیب‌ها

uppishly proud

متکبرانه مغرور

uppishly dismissive

با بی‌اعتنایی

uppishly confident

با اعتماد به نفس

uppishly arrogant

متکبرانه خودخواه

uppishly defiant

با جسارت

uppishly critical

منتقدانه

uppishly superior

برتر از دیگران

uppishly assertive

مصمم

uppishly disdainful

با تحقیر

uppishly self-assured

با اطمینان از خود

جملات نمونه

she walked uppishly into the room, expecting everyone to notice her.

او با نگاهی متکبرانه وارد اتاق شد، انتظار داشت همه به او توجه کنند.

he spoke uppishly, as if he were better than everyone else.

او با لحنی متکبرانه صحبت کرد، انگار از همه بهتر بود.

they carried themselves uppishly, flaunting their new status.

آنها با رفتاری متکبرانه خود را نشان دادند و از جایگاه جدیدشان به نمایش گذاشتند.

she always gives her opinions in an uppishly tone.

او همیشه نظرات خود را با لحنی متکبرانه بیان می‌کند.

his uppishly demeanor made it hard for others to approach him.

رفتار متکبرانه او باعث می‌شد که برای دیگران نزدیک شدن به او دشوار باشد.

despite his success, he never acted uppishly towards his peers.

با وجود موفقیتش، او هرگز با همسالان خود رفتاری متکبرانه نداشت.

she smiled uppishly, believing she was the center of attention.

او با لبخندی متکبرانه لبخند زد، با این تصور که مرکز توجه است.

his uppishly attitude alienated many potential friends.

حرف و عمل متکبرانه او باعث دور شدن بسیاری از دوستان احتمالی شد.

walking into the party, she looked around with an uppishly gaze.

با ورود به مهمانی، او با نگاهی متکبرانه اطراف را نگاه کرد.

he dismissed their concerns in an uppishly manner.

او به روشی متکبرانه نگرانی‌های آنها را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید