upsweeps in motion
حرکات صعودی
upsweeps of air
جریانهای صعودی هوا
upsweeps of energy
جریانهای صعودی انرژی
upsweeps in design
طرحهای صعودی
upsweeps of sound
جریانهای صعودی صدا
upsweeps during flight
حرکات صعودی در هنگام پرواز
upsweeps of waves
جریانهای صعودی امواج
upsweeps of smoke
جریانهای صعودی دود
upsweeps in technology
حرکات صعودی در فناوری
upsweeps of leaves
جریانهای صعودی برگها
the dancer's upsweeps added elegance to her performance.
حرکات رقص بینظیر او ظرافت را به اجرای او اضافه کرد.
he often creates upsweeps in his artwork to convey movement.
او اغلب در آثار هنری خود از حرکات صعودی برای انتقال حرکت استفاده میکند.
the upsweeps of the wind signaled a change in the weather.
حرکات صعودی باد نشان دهنده تغییر آب و هوا بود.
her hair was styled in beautiful upsweeps for the wedding.
موهای او به زیبایی با حرکات صعودی برای عروسی مدل شد.
he made upsweeps in his speech to emphasize key points.
او در سخنرانی خود از حرکات صعودی برای تاکید بر نکات کلیدی استفاده کرد.
the artist's brush strokes included dramatic upsweeps.
ضربات قلم موی هنرمند شامل حرکات صعودی چشمگیر بود.
during the performance, the music had upsweeps that lifted the audience's spirits.
در طول اجرا، موسیقی دارای حرکاتی بود که روحیه مخاطبان را بالا برد.
the upsweeps of the roller coaster thrilled the riders.
حرکات صعودی رولرکستر، مسافران را هیجانزده کرد.
she practiced upsweeps in her gymnastics routine.
او حرکات صعودی را در تمرینات ژیمناستیک خود تمرین کرد.
his upsweeps in the graph indicated a rise in sales.
حرکات صعودی او در نمودار نشان دهنده افزایش فروش بود.
upsweeps in motion
حرکات صعودی
upsweeps of air
جریانهای صعودی هوا
upsweeps of energy
جریانهای صعودی انرژی
upsweeps in design
طرحهای صعودی
upsweeps of sound
جریانهای صعودی صدا
upsweeps during flight
حرکات صعودی در هنگام پرواز
upsweeps of waves
جریانهای صعودی امواج
upsweeps of smoke
جریانهای صعودی دود
upsweeps in technology
حرکات صعودی در فناوری
upsweeps of leaves
جریانهای صعودی برگها
the dancer's upsweeps added elegance to her performance.
حرکات رقص بینظیر او ظرافت را به اجرای او اضافه کرد.
he often creates upsweeps in his artwork to convey movement.
او اغلب در آثار هنری خود از حرکات صعودی برای انتقال حرکت استفاده میکند.
the upsweeps of the wind signaled a change in the weather.
حرکات صعودی باد نشان دهنده تغییر آب و هوا بود.
her hair was styled in beautiful upsweeps for the wedding.
موهای او به زیبایی با حرکات صعودی برای عروسی مدل شد.
he made upsweeps in his speech to emphasize key points.
او در سخنرانی خود از حرکات صعودی برای تاکید بر نکات کلیدی استفاده کرد.
the artist's brush strokes included dramatic upsweeps.
ضربات قلم موی هنرمند شامل حرکات صعودی چشمگیر بود.
during the performance, the music had upsweeps that lifted the audience's spirits.
در طول اجرا، موسیقی دارای حرکاتی بود که روحیه مخاطبان را بالا برد.
the upsweeps of the roller coaster thrilled the riders.
حرکات صعودی رولرکستر، مسافران را هیجانزده کرد.
she practiced upsweeps in her gymnastics routine.
او حرکات صعودی را در تمرینات ژیمناستیک خود تمرین کرد.
his upsweeps in the graph indicated a rise in sales.
حرکات صعودی او در نمودار نشان دهنده افزایش فروش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید