uttermost

[ایالات متحده]/ˈʌtəməʊst/
[بریتانیا]/ˈʌtərmoʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگترین درجه یا حد ممکن؛ افراط؛ حد حداکثر
adj. دورترین؛ بیشترین در وسعت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

uttermost importance

اهمیت بسیار زیاد

uttermost care

مراقبت بسیار زیاد

uttermost respect

احترام بسیار زیاد

uttermost effort

تلاش بسیار زیاد

uttermost joy

شادی بسیار زیاد

uttermost sincerity

صداقت بسیار زیاد

uttermost limits

محدودیت‌های بسیار زیاد

uttermost commitment

تعهد بسیار زیاد

uttermost honesty

صداقت بسیار زیاد

uttermost dedication

تعهد بسیار زیاد

جملات نمونه

she gave her uttermost effort in the competition.

او تمام تلاش خود را در مسابقه به کار برد.

his uttermost desire is to travel the world.

تمنای او سفر در سراسر جهان است.

they showed uttermost respect for their elders.

آنها احترام فراوان خود را برای بزرگترها نشان دادند.

the project requires uttermost attention to detail.

این پروژه نیاز به توجه فراوان به جزئیات دارد.

she expressed her uttermost gratitude for the help.

او از کمک دریافتی تشکر فراوان کرد.

he searched for uttermost truth in his research.

او در تحقیقات خود به دنبال حقیقت مطلق بود.

they demonstrated uttermost commitment to the cause.

آنها تعهد فراوان خود را به این هدف نشان دادند.

her uttermost fear is losing her loved ones.

بزرگترین ترس او از دست دادن عزیزانش است.

he spoke with uttermost sincerity during the meeting.

او در طول جلسه با صداقت فراوان صحبت کرد.

the team worked with uttermost dedication to meet the deadline.

تیم با تعهد فراوان برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید